فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 654

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۶۵۴ - شُبهات شانگوان

صرف نظر از اینکه بای زه‌مین، شانگوان، یا وو یی‌جون بود، هیچ یک از این سه نفر کوچک‌ترین تصوری از آنچه سان لینگ به آن فکر می‌کرد نداشتند. آن‌ها، مثل بقیه، تنها بر روی انجام کارهایشان به بهترین شکل ممکن تمرکز داشتند و زمانی برای حواس‌پرتی وجود نداشت.

در میان تمام حاضران، فقط بای زه‌مین و شانگوان قادر بودند به‌طور همزمان با هزاران دشمن مرتبه اول برای مدت طولانی و بدون ترس از تمام شدن استقامت و کندتر شدن عکس‌العمل‌شان بجنگند. در میانه نبرد فقط آن دو از قدرت روحی کافی برخوردار بودند تا بتوانند به پیروزی دست یابند.

در حالی که بای زه‌مین می‌توانست هر غول مکانیکی را به‌محض بیرون آمدن از دروازه با استفاده از توانایی‌های خود یا صرفاً با تبدیل نابودی آسمان سقوط کرده به یک شمشیر، نابود کند، و شانگوان که می‌توانست به لطف کنترل عالی‌‌‌اش بر مانا و مهارتش در یخ ساز تمام گولم‌ها را در آن مکان بدون اینکه متحدانش آسیبی ببینند، منجمد کند. اما هیچ یک از آن‌ها به دلایل واضح حاضر به انجام چنین کارهایی نبودند.

از اول، تمام این عملیات برای آزمایش توانایی رهبری بای زه‌مین بود. علاوه بر این، این عملیات بیشتر برای به دست آوردن لطف قدرتمندترین توسعه‌یافته‌ها در کل مقاومت چین خواهد بود، زیرا در عین حال که ثابت می‌کند او می‌تواند تمام دشمنان را به تنهایی از بین ببرد، اما اگر به جای آن در طول عملیات جان انسان‌ها را نجات دهد، تأثیر بسیار بهتری خواهد داشت.

از این گذشته، چه کسی بعد از اینکه جانش توسط فردی دیگر نجات داده شده است، متشکر نخواهد بود؟ بای زه‌مین و نزدیک‌ترین زیردستانش قبلاً از این رویکرد استفاده کرده بودند و همیشه در ۹۰ درصد مواقع ماثر بود.

اما دلیل دوم بسیار ساده اما به همان اندازه مهم است.

درست در مقابل آن‌ها، بای زه‌مین و شانگوان میدان جنگی بی‌نظیر داشتند.

میدان سنگی هرچقدر هم که هر دو آن‌ها عقب رانده می‌شدند غیرقابل تخریب به نظر می‌رسید، تعداد دشمنان آنقدر زیاد بود که هر دوی آن‌ها مجبور بودند هر نوع اطلاعاتی را در مغزشان پردازش کنند تا بتوانند عکس‌العملی مناسب نشان دهند و از آسیب بیشتر جلوگیری کنند. علاوه بر این، در حالی که قدرت دشمن برای آن‌ها معنایی نداشت، سلاح‌های موجود در دست غول‌های مکانیکی بدون شک آنقدر تیز بود که در صورت‌ بی‌احتیاطی، می‌توانست هرچند اندک به آن‌ها آسیب برساند.

آن‌ها می‌توانستند به این توسعه‌یافته‌های قدرتمند اجازه دهند تجربه رزمی خود را در برابر تعداد زیادی از دشمنان که قدرت کلی آن‌ها با اختلاف زیادی از آن‌ها پیشی گرفته بود، توانایی‌های کلی بدنی خود را بهبود بخشند و البته در استفاده از مهارت‌های اصلی خود پیشرفت کنند.

در نتیجه، همه این‌ها، اگرچه کمی خطرناک بود، هم بای زه‌مین و هم شانگوان به یک هارمونی تکنیکی رسیدند. بدون حتی یک کلمه، هر دو آن‌ها افکار یکدیگر را درک کردند و بدون تردید دست به کار شدند.

سرانجام پس از حدود دو ساعت نبرد بدون وقفه، آخرین غول مکانیکی که قدرت آن با یک مرتبه اول تکامل یافته قابل مقایسه بود، پس از شکسته شدن سرش به‌وسیله تیر مانا رها شده توسط چن ‌هه بر روی زمین فرو ریخت.

چن هه در حالی که کمانش را به آرامی پایین می‌آورد، نفسی را که در ریه‌هایش حبس کرده بود، آزاد کرد.

«... بالاخره... تموم شد.»

حتی چن ‌هه‌ای که در آستانه تبدیل شدن به یک موجود مرتبه دوم بود و قدرت واقعی‌اش می‌توانست با یکی از آن‌ها برابری کند، نمی‌توانست با نگاه کردن به کوه‌ غول‌های درهم شکسته، موهای تنش سیخ نشود.

«باورم نمی‌شه واقعاً برنده شدیم...» فنگ تیان‌وو به‌سختی می‌توانست بر روی پاهایش بایستد.

صورت زرق و برق دار او رنگ پریده بود و لب‌هایش حالت صورتی رنگ خود را از دست داده بودند. همه چیز در دید او تار بود. پیامد بارز مصرف زیاد مانا و کمبود آن در بدن او.

جادوگرهای زیادی بودند که به‌محض پایان یافتن نبرد از حال رفتند و بیشتر آن‌ها با نفس نفس زدن روی زمین افتادند. جنگجو...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی