فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

ازدواج با یک شرور دل‌رحم

قسمت: 112

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

چپتر صد و دوازدهم: اون انرژی معنوی رو مثل یک کودکی که به والدینش احترام می‌زاره، بهش تقدیم کرد.(۱)

یوان‌جو این‌دفعه از انرژی شیطانیش بیش‌ازاندازه استفاده کرده بود. بااینکه روان چیویو به‌طورغریزی می‌خواست با میلش به خواب مبارزه کنه، اما خیلی سریع به خواب عمیقی فرو رفت. دستی که روان ازش برای ایستادن استفاده کرده بود، آرام شد و بدنش به‌طور طبیعی به عقب متمایل شد.

گرگ خیلی بدی که برخلاف خواسته روان اونو به خواب فرستاده بود، اجازه نداد روان چیویو روی زمین خیس و پوشیده شده از برف بیافته.

یوان‌جو با کشیدن پای چپش که به شدت آسیب دیده بود، با احتیاط کنار روان زانو زد و پای راستش رو زیرش گذاشت. اون قبل ازاین‌که شونه روان رو فشار بده، با دقت کف دست‌های کثیفش رو با آستین نسبتا تمیزش پوشوند. به دنبال حرکت سقوط روان به عقب، یوان‌جو اون‌رو به رانش تکیه داد.

روان چیویو که به دنیای رویا رفته بود از این سقوط کوتاه بیدار نشد. روان، قبل ازاین‌که بخوابه؛ گرگ رقت‌انگیزی که ناگهان مثل هیولا از پشت سر اون ظاهر شده بود رو ندیده بود.

یوان‌جو بعد ازاین‌که مطمئن شد روان واقعا خوابه، شروع به مهار کردن خونی کرد که داشت بیرون می‌اومد.

اون درحال‌حاضر خیلی بدبخت و بیچاره بنظر می‌رسید. روی صورت خوشتیپش شکاف‌های بزرگ و کوچک زیادی وجود داشت. چشمان ستاره مانند سردش انگار غرق در خون بود. لب‌های نازکش دیگه رنگ پریده نبود؛ اون‌ها به رنگ قرمز مایل به سیاه خونی که به شدت بیرون می‌زد، رنگ شده بودند.

همچنین ترک و زخم‌های ریز و درشتی روی بدنش دیده می‌شد. خون سرازیر شده، لباسی که روان براش دوخته بود رو کثیف کرده بود. حتی دم پشمالوش که اخیرا برای جمع کردن برف از روی زمین و ایجاد توهم برف درحال باریدن استفاده کرده بود؛ اون هم به رنگ قرمز مایل به سیاه دراومده بود.

یوان‌جو به شدت سرفه کرد. مژه‌های مشکیش یکم می‌لرزیدند. اون به پهلو چرخید و همه تلاشش رو کرد که لباس روان چیویو رو با خونش کثیف نکنه.

اون‌ها پوست حیوانی زیادی نداشتند و خشک شدن اون‌ها بعد از شستن زمان زیادی می‌برد. اون به انواع یک گرگ خاکستری که از همسر کوچولوش قدرانی می‌کرد، نمی‌تونست مدام سرفه خونی بکنه و دائم پوست حیوانی رو کثیف کنه.

"سرفه"

علی‌رغم این‌که یوان‌جو همه تلاش خودش رو برای محدود کردن اندازه و میزان زخم‌ها می‌کرد، اما نمی تونست جلوی انرژی شیطانی که از درون بدنش رو نابود می‌کرد رو بگیره.

استفاده از انرژی شیطانیش برای حمله به لوزیران، اولین‌باری بود که برای مدت زمانی طولانی از انرژی شیطانیش کمک می‌گرفت. یوان بخاطرعصبانیت بیش‌ازحد، تقریبا کنترل عقلانیتش رو از دست داده بود. با وجود این‌که اون خندیده بود و بخاطر اون خنده، خون شیطانی رو به بیرون تف کرده بود؛ اثرات باقی‌مانده ناشی از استفاده بیش‌ازحد انرژی شیطانی، هنوز بسیار جدی بود.

انرژی شیطانی داخل خونش خیلی غیرعادی بود. بعد از این‌که برای حمله ازش استفاده کرده بود و تذهیب‌گری اون شیطان رو بلعید، تذهیب‌گری دزدیده شده رو به مقدار زیادی انرژی معنوی خالص تبدیل کرد و اون انرژی معنوی رو مثل یک کودکی که به والدینش احترام می‌زاره، بهش تقدیم کرد.*۱

انرژی معنوی در بدن اون تغذیه و جذب شد.

اما...

اون از قبل به شدت آسیب دیده بود، و بدنش قادر به تحمل مصرف زیاد انرژی شیطانی نبود. بعد از این‌که بدنش مقدار زیادی انرژی معنوی دریافت کرد، انرژی شیطانی و انرژی معنوی باهم برخورد کردند، به حدی که ماهیچه‌ها، شریان‌ها و رگ‌هاش دچار پارگی شدند. بدنش به شدت درد می‌کرد و هسته شیطانی تکه‌تکه شدش نابود شده بود و کمتر ازنصف ازش باقی مونده بود.

بااین‌که بدنش در درد غرق شده بود و تقریبا هسته شیطانیش از بین رفته بود، بخاطر بخت خوبِ گرفتن انرژی معنوی بیشتر، در کمال شگفتی مقدار زیادی از انرژی شیطانی در دسترسش بود تا بتونه ازش استفاده کنه.

پس از مدتی تحمل درد، وقتی که انرژی شیطانی آروم گرفت و زخم‌های کوچک روی بدنش رو تغذیه کرد، یوان‌جو با آرامش خون رو از روی لب‌هاش پاک کرد. اون لب‌هاشو به‌هم فشار داد و بعد به آرومی لبخند زد.

باوجود این‌که انرژی شیطانی در بدنش به‌شدت تقویت شده بود، از این فرصت برای حمله و اشغال کردن قسمتی از بدنش که متعلق به بخش شیطانی بود، استفاده نکرد. انرژی شیطانی حتی در اطاعت از فرمان اون برای جمع کردن خودش در خون یوان‌جو، بسیار مطیع بود. انرژی شیطانی حتی یک قدم بیشتر به جلو برداشت و بیشتر انرژی معنوی رو که از لوزیران گرفته بود به‌جای استفاده برای تقویت خودش به هسته تکه‌تکه شده گرگ داد.

یادداشت مترجم:

*1 کلمه انگلیسی که تو این جمله بکار برده شده بود،(filial piety) که نزدیکترین معنیش برای استفاده ازش تو جمله احترام به والدین بود.

معنی کلمه در ویکیپدیا: شیائو، نگرش احترام به والدین و اجداد در جوامعی است که تحت تأثیر تفکر کنفوسیوس قرار دارند. احترام به والدین تا حدودی از طریق خدمت به والدین نشان داده می شود.

کتاب‌های تصادفی