پادشاه ابعادی
قسمت: 82
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت ۸۲: فرمانده شدن
روش دوئل مثل قبل بود.
هر 10 نفر یک بار با یکدیگر دوئل میکردند. برد دو امتیاز اضافه و شکست یک امتیاز کسر میکرد. در مجموع 9 دوئل برگزار میشد که امتیازات پیروزی رتبه بندی را تعیین میکرد.
با این حال هیچ محدودیت زمانی برای دوئل نبود. تا زمانی که حریف شکست میخورد ادامه داشت.
اولین حریف کانگجون فرمانروا فید بود.
به نظر میآمد مردی چینی 30 سالهای باشد. قدش تقریبا 190 بود. با ابهت به نظر میرسید و کانگجون را یاد شخصیت گوان یو از رمان سه پادشاهی میانداخت.
«لوکان. تو در دوئل نخست بهترین بودی اما الان دیگه فرق میکنه کسی که آخرین نفر لبخند بزنه برندهست.»
فید در دوئل اصلی در رده پنجم قرار گرفت و از آندارس، داماس و آگنوس شکست خورد.
با این حال، پس از گذشت دو ساعت، به دیدگاه روشنتری رسید و اعتماد به نفسش برای پیروزی در مقابل کانگجون زیاد شد.
«اگه اعتماد به نفس داری بیا.»
کانگجون شمشیرش را بالا آورد.
«آم...»
فید در افکارش فرو رفت.
-عجیبه...چرا واقعا چنین حالت سستی از خودش نشون داد؟
کانگجون فاصله زیادی داشت. نمیدانست چطور باید حمله کند.
فید تردید کرد. بنابراین کانگجون جلو رفت.
«پس من اول حمله میکنم.»
حالت کانگجون سریع تغییر کرد. تمام فاصلهها از بین رفته بودند.
هویک!
شمشیر با او به پرواز درآمد. ضربهای معمولی بود اما تکانه پشتش را احساس میکرد که میتواند کوه را از هم جدا کند!
-اسلحه رو متوقف کن!!
فید با عجله متوقفش کرد.
کاکانگ!
مهارت پیشرفته متوقف کردن اسلحهها، فنی بود که با آموزش ارتقا پیدا کرده بود.
نه تنها دفاع بینقصی داشت بلکه میتوانست ضد حمله داشته باشد و به حریفش ضربهای محکم وارد کند.
کواررونگ!
صدایی از شمشیر فید به گوش رسید که همچون طوفانی در فضا حرکت میکرد.
سوییک! پاپاپات!
حرکتی مهیب که به نظر میرسید میتواند هر چیزی در مسیرش را در بشکند.
با این حال کانگجون بیسر و صدا از حملهاش گریخت و سعی بر بریدن گردن فید کرد.
سوک سوک!
دوک!
سر فید روی زمین غلتید.
فرمانروای دوم داماس بود. او جنگجویی ژاپنی بود که دو شمشیر با طولی متفاوت داشت.
داماس کسی که در مقابل آلامو پیروز شده بود، اطمینانش را در پیروزی به کانگجون نشان داد.
«آماده باش.»
داماس همچون باد به جلو حرکت کرد. او در یک آن فاصلهاش را مثل پیکان تیری در پرواز کم کرد.
کاکانگ! پوهاک!
همان لحظه کانگجون به جلو شتافت و شمشیرش را بالا برد. شمشیرهای داماس متوقف شدند و ضربه خورد.
کوئونگ!
داماس در خون گردن نیمه بریدهاش غرق شد!!
حریف سوم آگنوس بود.
او روشنگری جدیدی در مبارزات جادویی داشت. در ابتدا، مهارتش در پرتاب زمانی بود اما برای الان او مهارت جابجایی داشت که چشمک نام داشت.
سرعت پرتابش بسیار کوتاه بود. هنگام مبارزه با دشمنانی که از حملات ستیز جنگجویانه استفاده میکردند سودمند بود. میتوانست فاصلهاش را حفظ کند و از جادوی حمله استفاده کند.
«هه! این بار فرق داره لوکان!»
او هنوز شکست در مبارزه اول را به خاطر داشت. بنابراین نگاه آگنوس به سمت کانگجون سرشار از غضب بود.
هواروک!هوارووک!
بلافاصله حمله جادوییش را راه انداخت و یک سری شعله آتش از چوبش بیرون آمد.
با نزدیک شدن کانگجون، آگنوس از چشمک برای فرار استفاده کرد.
هویینگ! هویینگ!
این بار تیرهایی از جنس باد ساخت. قدرتش کمی کمتر بود اما زمات پرتاب کوتاهتر از جادوی آتش بود. پرتاب به اصطلاح متحرک ممکن بود پس سرعتش را کم نکرد.
با این حال در برابر یکی از مهارتهای کانگجون ناتوان بود.
«برش سرکش بهشتی!»
این مهارت منطقه وسیعی را در بر میگرفت که میتوانست در فاصله معقولی از آن استفاده کند.
برق!پائات!
از آنجایی که آسیب به افراد از برش بهشتی کمتر بود در برابر جنگجویانی مثل داماس و آندراس قدرت کمتری داشت.
«اوه!»
با این حال برای آگنوس که دفاع ضعیفی داشت کشنده بود. به سرعت از چشمک برای فرار استفاده کرد اما از قبل آسیب دیده بود.
«لعنتی!»
شکست خورد.
نفر بعدی آندراس بود. او در مبارزات اولیه در رده دوم قرار داشت. به محض شروع نبرد آندراس طوری جلو پرید که انگار خیلی وقت است منتظر مانده.
سوییک! سوپاپاک!
شمشیر کانگجون سپرش را عقب هل داد.
هر چند برخلاف قبل، موقعیت آندراس مختل نشد. او کاملا با سپرش هماهنگ بود. به علاوه، نقصهای روانیشاش آشکار نشدند.
قدرت رزمیاش دوبرابر شده بود.
با این حال کانگجون فکر میکرد که رویارویی با آندراس در مقایسه با قبل آسانتر است. به این دلیل که با هر حملهاش تعادل آندراس به هم میخورد.
سوکوک!! چوا! چواک!
شمشیر کانگجون مچ دست راست آندراس را قطع کرد و به دنبالش برشی روی سینه و گردنش انداخت.
کوئونگ!
آندراس افتاد و چشمانش همچنان خیره بودند.
روند پیروزیهای کانگجون ادامه یافت.
علاوه بر مهارتهای خود از پشت نمای تاریک برای گیج کردن حریف و رسیدن به پیروزی استفاده میکرد.
قبل از آنکه متوجه شود هشت پیروزی کسب کرد. حالا فقط یک نفر مانده بود.
فرماندهانی که مبارزات کانگجون را تماشا میکردند، متعجب و متاثر شده بودند.
اولین فرمانده، بینهایم با نارضایتی به فرمانده دوازدهم، رینکار نگاه کرد.
«قدرت حمله لوکان چندین برابر از قبل شده! به نظر میاد رینکار نیم چیزای زیادی بهش یاد داده.»
فرمانده دوم، مادون سر تکان داد.
«گرچه بازداشتن پادشاه شیطان دوم کاملا انتخاب بدیهیه اما ممانعت از پیشرویه لوکان از همه فرمانروایان جهان غیرممکنه.»
بقیه فرماندهان نیز با او موافق بودند و به رینکار خیره شدند. با این حال او حتی یک بار هم پلک نزد.
«نمیدونم چرا فکر میکنی به لوکان چیز بزرگی یاد دادم. من چیزی یاد ندادم خودش یاد گرفت.»
رینکار فقط او را کشت. لوکان برای زندگی به تنهایی به این درک رسید. هیچ آموزهای جز کشتن وجود نداشت.
رینکار اخم کرد و گفت.
«به چیزای غیرضرروی فکر نکنید. میشه اینو اقدامی علیه من دونست. اون قدرت مهارت خودش رو خیلی افزایش داد برای همین بهش میل به پیروزی رو آموختم.»
فرماندهان تکان خوردند و از نگاهش دوری کردند.
در همان حین که جریانات عجیب بین فرماندهان رخ میداد، کانگجون در آخرین مبارزه نیز پیروز شد.
نه مبارزه و نه پیروزی. 18 امتیاز کسب کرد.
کانگجون به عنوان فرمانروای شماره یک در زمین هوامونگ تاج گذاری شد.
دومین نفر آندراس.
سومین جایگاه برای آگنوس بود.
و چهارمین نفر داماس.
تغییر چندانی نسبت به مبارزات اولیه نبود، جز اینکه آگنوس در مقابل داماس پیروز گشت.
ده فرمانده از جمله بینهام به او گفتند:
«اکنون تو باید یک بال رو به نشانه قدرت انتخاب کنی. با این بالها صلاحیت فرمانده شدن رو داری. هنگامی که بالهای خودت رو انتخاب کردی نمیتونی دیگه تغییرشون بدی. بنابراین با دقت انتخاب کن.»
بالاخره بالها. چشمان فرمانروایان از جمله کانگجون میدرخشید. همه درباره بالها از فرماندگانشان شنیده بودند.
«فرمانروا لوکان. در ابتدا من به تو حق انتخاب خواهم داد. کدوم یکی از بالها رو میخوای؟ با افزایش سطحت، سرعت پرواز بالهات هم افزایش پیدا میکنه.»
همان لحظه 13 بال در مقابل کانگجون ظاهر شد.
بالهای روشنایی، بالهای تاریکی، بالهای آشوب، بالهای آتش، بالهای آب و بالهای باد.
بالهای رمزآلود و زیبایی بودند. به علاوه، میتوانست اطلاعات و قابلیتهایشان را با نگاه کردن ببیند.
بالهای روشنایی (مرحله اول)
-رتبه: افسانهای
-بالهایی با اراده متعالی
-پرواز آزادانه ممکن است.
-سلامتی+1000، انرژی جادوی سیاه+1000، قدرت+10.
-مقاوم در برابر تمامی خواص افزایش میابد.
-با شروع از مرحله 2 یک مهارت منحصر به فرد در هر مرحله به دست میآورید.
-توان روشنایی مورد نیاز برای ارتقا به مرحله دوم:0/1000
بالهایی ساخته شده از نوری درخشان- اگر او این بالها را میپوشید همه کانگجون را با فرشته اشتباه میگرفتند.
یک مورد با درجه افسانهای! به معنای واقعی یک جایزه بزرگی بود.
-چه تواناییای زیادی!
طبیعی بود که توانایی پرواز آزادانه را با بالها به دست آورد.
با این حال سلامتی و انرژی جادوی سیاهش 1000 و قدرتش 10 مرتبه افزایش میافت.
علاوه بر همهشان، مقاومتش در برابر همه خواص افزایش پیدا میکرد.
تفاوت بال داشتن و نداشتن مثل تفاوت میان زمین و آسمان بود.
«اگه قدرت روشنایی رو داشته باشم میتونم ارتقاش بدم.»
وقتی سطح بال افزایش پیدا کند، مهارتهای منحصربهفردی را باز میکرد.
بینهایم با دیدن کانگجون لبخند زد.
«بالهای روشنایی رو میخوای؟»
«بزارید بیشتر نگاه کنم.»
کانگجون از هکسیا و گرانیا شنیده بود که بالهای آشوب قویترین هستند.
با این حال به جای گوش دادن به صحبتهایشان تصمیم گرفت خودش نگاه کند تا پشیمان نشود.
بالهای تاریکی (مرحله 1)
-رتبه: افسانهای
-بالهایی با اراده متعالی
-امکان پرواز آزادانه.
-سلامتی +1000، انرژی جادوی سیاه +1000، چابکی +10.
-افزایش مقاومت در برابر تمامی خواص.
-با شروع از مرحله دوم، در هر مرحله مهارتی منحصربهفرد به دست میآید.
-قدرت تاریک مورد نیاز برای ارتقا به مرحله دوم:0/1000
وقتی به بالهای تاریکی نگاه کرد. هیچ تفاوتی با بالهای روشنایی ندید به جز آنکه قدرت چابکیاش 10 برابر بود.
بالهای ثروت، بالهای آب و آتش مشابه بودند. فقط در افزایش هوش قدرت و چابکی تفاوت داشتند.
کانگجون سرش را تکان داد و بینهایم گفت.
«بالها تواناییهای منحصربهفردی رو بعد از مرحله دوم به بعد نشون میدن. زمانی خوب میشن که به مرحله چهار یا پنجم رسیده باشی. در ابتدا همهشون شبیه هستن و برای همین مهم نیست چیو انتخاب میکنی.»
«متوجه شدم.»
کانگجون سری تکان داد و به بالهای آشوب نگاه کرد. رنگ و شکلش مدام تغییر میکرد بنابراین نمیتوانست تشخیص دهد در اصل به چه شکلی ست.
بالهای آشوب (مرحله 1)
-رتبه: افسانهای
-بالهایی با اراده آشوبناک
-امکان پرواز آزادانه
-سلامتی +1000، انرژی جادوی سیاه+1000
-افزایش قابل توجه قدرت حمله با بالا رفتن مراحل.
-افزایش مقاومت در برابر تمامی خواص
-کسب مهارت منحصربهفرد بعد از شروع مرحله دوم.
قدرت آشوب مورد نیاز برای ارتقا به مرحله دوم: 0/1000
عجیب بود.
-چی؟هیچ افزایشی تو آمارش نمیبینم.
تنها در سلامتی و انرژی جادوی سیاه افزایشی وجود داشت نه دیگر چیزها.
چرا فقط بالهای آشوب متفاوت بود؟
نه فقط اینها، بلکه در توصیف بالها نیز تفاوت وجود داشت.
بالهای دیگر اراده متعالی داشتند اما این بال اراده آشفته داشت.
چه چیزی متعالی بود و چه چیزی آشوب؟
علاوه بر این تفاوتی در خصوص مراحل نیز بود.
-افزایش قابل توجه قدرت حمله با بالا رفتن مراحل.
همین. دیگر اطلاعات خاصی در خصوصش نبود.
-این گزینه به جای افزایش آمارها پیوست شده.
شاید به همین دلیل بود که میگفتند بالهای آشوب قویترین قدرت جنگی را دارد.
در ابتدا، افزایش آمار ممکن بود قدرتمندتر باشد. افزایش 10 امتیاز عظیم اصلا کم نبود. افزایش قدرت 10 امتیازی مثل این بود که سطحش 10 مرتبه افزایش بیابد.
البته که با فرض توانایی ارتقای بالها بود.
به هر حال او تصمیم گرفت جواب دهد.
او مطمئن بود که چرا هکسیا و گرانیا بالهای آشوب را توصیه کرده بودند.
چشمان کانگجون حین صحبت برق میزد.
«بالهای آشوب رو انتخاب میکنم.»
کتابهای تصادفی


