قلعه ی شیطان
قسمت: 19
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
یک ماه گذشته بود و هازارد بر روی تخت خواب قلعهاش در بالاترین طبقه در محاصره سی مادیان بود که در اطراف او خوابیده بودند.
[واقعا هیچ موجود مرده کوفته دیگهای تو آبیس نیست؟؟؟]
هازارد به شدت کلافه بود، در طول این ماه او با هیچ ارتشی برخورد نکرده بود و هیچ قهرمانی به سراغ او نرفته بود. عملا او در حال تجارت جواهر با وحشت بود و با فروش لباسها و تجهیزات توانسته بود پول خودش را برای احضار یک واحد نیرو جمع کند ولی بعد از آن کاملا موجودیاش صفر شده بود، پس از فرار از دست مادیان که نصف آنها بر*هنه بودند به سمت تراس رفت و اژدهای آندد شیطانی را در آسمان دید که یک روح سطح چهار نیز همراه با تعداد جواهر مرگ قابل توجهی خرج برداشته بود.
«اژدهای شیطانی آندد»
سطح: ارباب سطح 2
حیات: 2000
قدرت: 1200
چابکی: 300
مانا(میاسما): 950
استقامت: -
استعداد: قدرت اژدها، غرش اژدها، هاله مرگ اژدها، آتش مرده اژدها
مهارت: قلمرو مرگ A، قلمرو ترس B، پنجه خردکننده B، استخوان سخت C، مبارزه C و…
هزینه: سیصد هزار سکه طلا و 250 جواهر مرگ و یک روح قهرمان سطح 4]
اژدهایی استخوانی سیاه به طول چهل متر در آسمان با دو شاخ پیچ خورده بر روی سرش با دمی بلند، موجودی که لایق نام اژدها بود.
هازارد نسبت به اژدهای در آسمان احساس خوبی داشت ولی نسبت به ذخایر غذا که همان اجساد قهرمانها بود بد، با ورود مادیانها هازارد متوجه شد کاملا موجوداتی گوشتخوار هستند و تا به حال سربروس را چندین بار از دهان آنها به بیرون کشیده بود، اجساد قهرمانان نه تنها قربانی بود بلکه هزار نخبه آندد انسانی او قبلا دار فانی را دوبار ودا گفته بودند، البته هازارد که خوراک سربروس را فقط اجساد قهرمانها کرده بود متوجه شد سطح سربروس از لرد سطح 2 به لرد سطح 3 رسیده است که نشان میداد اجساد قهرمان نیز قابل استفاده برای ارتقا است و کاربردی جز خوراکی دارد.
هازارد پس از آن به سطح زمین با استفاده از مهارت پروازی که در بالهای جدیدش بود به زمین رسید و نگاهی اجمالی به مهارتهایش کرد که با استفاده از ترکیب به شدت خلاصه شده بودند و هر نام میتوانست به سادگی از کاربرد آن خبر بدهد.
نام: هازارد
نژاد نهایی: پادشاه آرک لیچ شیطانی
سطح: 5
حیات: 1800
قدرت: 950
چابکی: 450
مانا(میاسما): 10,000
استقامت: -
تعداد امتیازها: 34500
استعداد:
رستاخیز آندد:
میتوان موجودات مرده را با مصرف مانای تاریک متناسب با سطح موجود آن را به خدمت گرفت.
گلوله انرژی منفی:
با مصرف ده مانا تاریک گلوله انرژی تاریک را آزاد کنید که میتواند سی واحد آسیب وارد کند ( همچنین با توجه به سطح و اراده حریف میتواند او را در سردرگمی و فلج شدن قرار بدهد.)
انفجار جسد:
با فعال شدن این مهارت جسد و یا اجساد انتخاب شده در محوطه صد متری قابل منفجر شدن هستند.
احضار داس مرگ:
داس مرگ اسلحهای آغشته به مانا تاریک که زخم سمی و با نفرین قوی ایجاد میکند و هر موجود زندهای که با داس مرگ زخمی شده باشد پس از مرگ در صورتی که هنوز نفرین داس مرگ که شامل خونریزی و ده برابر درد هست فعال باشد برده کاستور میشود.
در هر دقیقه پنجاه مانا تاریک مصرف میکند.
احضار ارواح انتقام جو:
ارواح انتقام جویی که میتوانند به صورت فیزیکی به دشمنان آسیب برسانند، این ارواح در زمان مرگ با انرژی تاریک خود را منفجر میکنند که آسیب قابل توجهای به موجودات زنده وارد میکند.
به ازای هر روح بیست مانای تاریک مصرف میشود.
حالت دوم پادشاه آرک لیچ شیطانی:
تمام تواناییها دو برابر میشود.
مدت زمان فعال بودن ده دقیقه، خنک سازی شش ساعت
هاله پادشاه مرگ:
تمامی موجودات آندد تحت فرمان شما در شعاع 1 کیلومتری آمار وضعیتشان دو برابر میشود.
مصرف دویست مانا در هر دقیقه
نفرین هاله پادشاه مرگ:
تمامی موجودات دشمن ضعیفتر از شما در شعاع 1 کیلومتری گرفتار هفتاد و دو نفرین میشوند.
مصرف دویست مانا در هر دقیقه
قلمرو پادشاه مرگ:
هر موجودی در شعاع یک کیلومتری شما که اجازه حضور نداشته باشد 20 آسیب در هر ثانیه به او وارد میشود و نیروهای خودی مرده هر ثانیه 10 واحد حیات خود را به دست میآورند.
مصرف دویست مانا در هر دقیقه
احضار موجودات مرده آبیس:
میتوانید موجودات مرده و مرگبار آبیس را با توجه به سطح و مصرف مانا احضار کنید.
خنک سازی 24 ساعت
قلمرو مردگان آبیس:
تمام موجودات مرده در محدوده تحت تأثیر آبیس قرار گرفته و تکامل موقت تا زمان فعال بودن مهارت به همنوعان آبیس خود میشوند.
فعال سازی پانصد مانا در دقیقه
احضار دو مرگ همسان:
دو موجود مرده هم سطح شما در بازه مدت زمانی ده دقیقه احضار میشوند.
خنک سازی 24 ساعت
پادشاه عنصر مرگ: (غیر فعال)
درک عمیقی از مرگ دارید و میتوانید تمام مهارتهای مرتبط از مرگ را استفاده کنید.
(هزینه فعال سازی 100,000 امتیاز)
رستاخیز جاودانگی:
تا زمانی که مانا دارید و حیات شما تمام شود، میتوانید با فداکاری کردن یکی از موجودات خود در مکان او رستاخیز کنید.
خنک سازی یک ماه
احضار چشم خدای مرگ:
میتوانید برای دیدن موجودات زنده در شعاع صد هزار کیلومتری اطراف خود برای دقیقهای به چشم خدای مرگ دسترسی داشته باشید.
خنک سازی یک ماه
مهارتها:
ارباب عناصر A، استاد جادو A، استاد مهارتهای رزمی A، استاد معجون A، قدیسه A، استاد ساخت و آهنگری A، مترجم A، ترکیب A
پس از او سی مادیان نیز که به دستور او مجبور بودند تا لباس خود را در خارج از قلعه به تن داشته باشند به دنبال او آمدند، از آنجایی که او مادیانها را تحت مالکیت خودش میدانست نسبت به آنها حساس شده بود و با وجود آنکه در پنجاه کیلومتری قلمرو اطرافش هیچ موجود زندهای جز سربروس نبود باز هم مراقبه کاری او به شدت افراطی بود.
امروز روز جدیدی بود و خنک سازی احضار آبیس نیز به سر رسیده بود و زمان احضار جدید بود، هازارد در این نوبت سعی کرد روی احضار دو موجود تمرکز کند چرا که واقعا از احضار مادیانها که اتاق او را پر میکردند ناراضی شده بود.
با صرف مانا دو پورتال باز شد ولی هر کدام به شدت بزرگ شد، حتی بزرگتر از آنهایی که برای مادیانها باز شده بود و این برای نوید دل هازارد کافی بود، با بیرون آمدن دو پا و دستهایی غول آسا هازارد به همراه مادیانها عقبنشینی کرد و شوالیههای او نیز در اطراف در حالت آماده باش بودند، دو موجود پنجاه متری ظاهر شده بودند که با تک چشمهای خود در بدنهای عضلانی و غول آسا و سیاه رنگ چنان به هازارد خیره شده بودند که گویی قصد جانش را دارند ولی پس از اینکه متوجه شدند او قویترین فرد هست و در محاصرهای از تعداد بسیار زیادی مرده هستند سر خود را خم کردند و بر روی پای راست خود زانو زدند، هازارد با دیدن آنها عمیقا خوشحال بود.
[ 2 سیکلوپ مرگ رتبه ارباب سطح 4 رام شما شدند.]
هازارد عمیقا قبول کرد و با آن باعث شد تا دو موجود با اشاره او بپا خیزند، سیکلوپها برگ برندهشان در حیات و قدرت بود، موجوداتی سرکش و خشن که باعث شده بود هازارد فقط یک مکان برای آنها در نظر بگیرد و آن هم نگهبانی از درب سالن محراب در عمق قلعه بود.
پس از اعطای ماموریت به آنها شاهد قدمهای زمین لرزان آنها به سمت قلعه بود که خود را با تمام تلاش به داخل آن وارد میکردند، فرق سیکلوپ عادی و مرده عمیقا در این بود که به جای عنصر زمین از عنصر مرگ استفاده میکرد و نیازی به خوراک نداشت و همین باعث شده بود هازارد از نگرانی خودش برای سیر کردن چنین موجوداتی عظیم رهایی یابد، البته فقط درنگ او بود که با شنیدن صدای زوزه سربروس مراقب دروازه قصر که از سیکلوپها ترسیده بود و به او میخواست پناه ببرد ولی از هر جهت تحت توسط سی مادیان در حال مزه شدن بود گرفتار شود.
[آهههه لعنت بهش ولش کنین!]
هازارد حتی یک روز هم به خاطر مادیانها آسایش نداشت ولی قدرت ذهنی و مانای فراوان مادیانها به همراه چابکی آنها به شدت حیات و قدرت آنها را جبران میکرد و رتبه وارلرد بودنشان باعث شده بود که هازارد با آنها مدارا کند ولی عمیقا از زمانی که آنها غذا میخوردند و حتی اینکه آنها چگونه غذا میخورند متنفر بود.
کتابهای تصادفی


