قلعه ی شیطان
قسمت: 71
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
{توجه! توجه! یزدان ستارگان حوا، توانسته حضور شما را کشف کند! یزدان نابودی جهان را مهر و موم کرده و تنها میتواند ورود بندگان ستاره را تا یک سال به تاخیر بیندازد! تنها نیمه یزدانها در امان خواهند بود! برای یزدان نابودی بجنگید!}
هر پادشاه شیطانی در وحشت بود، نیمه یزدانها؟ با آنکه نمیتوانستند در چت کانال پادشاهان شیاطین دیگر پیام بدهند، از اطلاعات و نخبههای دیگر سرورها برخی در سطح نهم میدانستند با رسیدن به رتبه هشتم سطح افسانه ای نیاز به داشتن یک میلیارد موجود باهوش تحت فرمان خود و کشتن ده رتبه افسانه ای برای ورود به سطح نهم اسطوره ای داشتند و الزامات ورود به سطح دهم نیمه یزدان، باید آتش الهی را در روح خود شعله ور میکردند که انجام چنین کاری نیاز به داشتن حداقل ده میلیون ایماندار متعصب قلبی بود. پرورش چنین ایماندارانی به گفته پادشاهان شیطان سطح نهم حتی با قدرتی در سطح اسطوره ای تقریبا غیرممکن بود، با اینحال چنین الزاماتی باعث آن شد که هیچ فردی نقشه ساختمانهای نظامی که میتوانست کمپهای معتقدین مانند معبد نور و یا تاریکی را ایجاد کند در لیست فروش نگذارند.
با چنین اطلاعاتی در دست هازارد در قلعه خود پس از لرزش جهان که تمام پادشاهان شیطان را با اطلاعیه پس از آن به ترس وا داشته بود، به نقشه ای در انبار ذخیره اش خیره شد.
در تمام این روزها سنگهای مهارت و نقشههای زیادی در دستش مانده بود که فکر میکرد فروختن آنها ضرر است و استفاده بهتری از آنان باید ممکن باشد.
{کمپ راهزنان انسان
سطح : 1 کمیاب
میتوانید شاخه نظامی راهزن انسانی را به خدمت بگیرید.}
هزینه ساخت چیزی جز چوب و آهن نبود که هازارد به سرعت آن را در مکانی دورتر از قلعه اش ساخت. دلیل آن نیز انرژی قدرتمند مرگ در اطراف قلعه اش و نداشتن تداخل راهزنان با ساحرهها بود.
تنها پس از ساخت آن هازارد به جلوی کمپ ایجاد شده به ظاهر عجیبی با جمجمه و خانه چوبی بزرگ، به سرعت آ نرا به سطح هفت ارتقا داد، سطح حداکثری که میتوانست به دلیل سطح محرابش ارتقا دهد و برای او خرج صد میلیونی برای منابع در پی داشت.
"راهزن جنگلی"
سطح : 2 عادی
حیات : 30
قدرت : 20
چابکی : 15
مانا : 5
استقامت : 20
مهارت : ردیابی F کار با سلاح F
هزینه : سی سکه طلا
«راهزن کوهستانی»
سطح : 3 عادی
حیات : 40
قدرت : 40
چابکی : 10
مانا : 5
استقامت : 10
مهارت : کار با سلاح F وحشی F
هزینه : پنجاه سکه طلا]
«راهزن نخبه جنگلی»
سطح : 2 نخبه
حیات : 70
قدرت : 50
چابکی : 40
مانا : 15
استقامت : 50
مهارت : ردیابی E کار با سلاح E
هزینه : دویست و پنجاه سکه طلا ، وجود ده راهزن جنگلی برای هر یکی
«راهزن نخبه کوهستانی»
سطح : 3 نخبه
حیات : 90
قدرت : 90
چابکی : 30
مانا : 15
استقامت : 30
مهارت : کار با سلاح E وحشی E
هزینه : پانصد سکه طلا ، وجود ده راهزن کوهستانی برای هر یکی]
« کاپیتان راهزن جنگلی»
سطح : 2 لرد
حیات : 130
قدرت : 90
چابکی : 70
مانا : 25
استقامت : 90
مهارت : فرماندهی Dردیابی D کار با سلاح D و ...
هزینه : سه هزار سکه طلا ، وجود ده راهزن نخبه جنگلی برای هر یکی
« کاپیتان راهزن کوهستانی»
سطح : 3 لرد
حیات : 170
قدرت : 170
چابکی : 50
مانا : 25
استقامت : 50
مهارت : فرماندهی D کار با سلاح D وحشی D و ...
هزینه : پنج هزار سکه طلا وجود ده راهزن نخبه کوهستانی برای هر یکی
« فرمانده راهزن جنگلی»
سطح : 2 ارباب
حیات : 800
قدرت : 600
چابکی : 400
مانا : 300
استقامت : 400
مهارت : خونخواهی CطمعC فرماندهی Cردیابی C کار با سلاح C و...
هزینه : پنجاه هزار سکه طلا ، وجود ده کاپیتان راهزن جنگلی برای هر یکی
« فرمانده راهزن کوهستانی»
سطح : 3 ارباب
حیات : 1000
قدرت : 900
چابکی : 300
مانا : 400
استقامت : 500
مهارت : خونخواهی CطمعC کار با سلاح C وحشی C و...
هزینه : هشتاد هزار سکه طلا ، وجود ده کاپیتان راهزن کوهستانی برای هر یکی
"ژنرال راهزن"
سطح : 2 وارلرد
حیات : 1500
قدرت : 1200
چابکی : 800
مانا : 1000
استقامت : 800
مهارت : قلمرو راهزن B وحشیB خونخواهی BطمعB فرماندهی Bردیابی B کار با سلاح B و...
هزینه : پانصد هزار سکه طلا ، وجود صد هزار راهزن برای هر یکی
« قهرمان راهزن»
سطح : 3 وارلرد
حیات : 2000
قدرت : 1900
چابکی : 900
مانا : 1200
استقامت : 1000
مهارت : قلمرو راهزن B فرماندهیB خونخواهی BطمعB کار با سلاح B وحشی B و...
هزینه : یک میلیون سکه طلا ، وجود ده ژنرال راهزن برای هر یکی
"راهزن حماسه ای"
سطح : 1 حماسه ای
حیات : 5000
قدرت : 3500
چابکی : 2000
مانا : 2500
استقامت : 5000
مهارت : قانون راهزنA قلمرو راهزن A فرماندهیA خونخواهی Aطمع A کار با سلاح A وحشی A و...
هزینه : پنجاه میلیون سکه طلا ، وجود ده قهرمان راهزن برای هر یکی}
فهرستی بلند و طولانی پس از آن برای هازارد و بزدانانی نمایش داده شد که بعضی از خواندن آن منصرف شدند به غیر از برخی از جمله هازارد که به دقت به بررسی آن پرداخت، عملی که از زحمات افرادی قدردانی میکرد، با آن هازارد متوجه تفاوت بسیار احضار شد، احضار راهزنان با توجه به آنکه نیازمند جواهر نبود به مانند زرههای زنده، ارزانتر ولی آمار آن نیز به صورت وحشتناکی از زرههای زنده به مانند قیمت آن کمتر بود. با اینحال هازارد نیاز خودش به چنین نیرویی را شدید میدانست چرا که آنددها نمیتوانستند سرزمین های فتح شده را به خوبی مدیریت کنند زیرا هازارد به مانند قبل نبود که هیچ بازمانده ای به جا نزارد. مهم ترین عامل ارتقا در آینده ایمانداران بود که او را نیازمند موجودات زنده میکرد، از سمتی راهزنان انسان میتوانستند در مدیریت قلمرو به او کمک کنند چرا که تعداد ساحرگان کفاف نبود و آشفتگی که به تازگی رخ داده بود آن را بدتر کرده و از سمتی خود راهزنان نیز میتوانستند به معتقدان او تبدیل شوند، هازارد همینطور نقشه ای به مانند آنچه امپراتوری بر سر کاروانهایش در آورده بود با راهزنان در ذهن داشت. سپس در این زمان بود که سر کیسه او شل شد تا اهدافش بتواند عملی شود.
پنج میلیون راهزن جنگلی انسانهایی چه زن یا مرد با ظاهر کثیف و کمانی ساده و خنجر در دست و پنج میلیون راهزن کوهستانی با ظاهری مشابه ولی سلاح مختلف تبر و شمشیر به بیرون آمدند و پس از آن پانصد هزار راهزن نخبه جنگلی و پانصد هزار راهزن نخبه کوهستانی به بیرون آمدند، از نظر ظاهری و تجهیزات، همینطور شرایط بدنی یک سر و گردن از پیشینیان خود بالاتر بودند ولی با ورود کاپیتانها غرور آنها خوابید.
ورود صد هزار کاپیتان راهزن با تجهیزات پیش رفته تر و هاله کارکشته قاتل آنها باعث شد تا دیگر راهزنان به زودی نظم به خود بگیرند ولی این فرماندهان بودند که با ظاهر شدنشان ترس واقعی را بر جان راهزنان معمولی انداختند.
شنلهای بلند و قدهای دومتری ده هزار فرمانده راهزن با عضلات انفجاری در زیر زرههای چرمی و چشمانی قاتل این انسانها را کشندهتر از شیطان نشان میداد، پس از احضار آنها نگاهشان به دنبال ارباب جدید خود بود و پس از یافتن هازارد به سمت او تعظیم کردند، عملی که هازارد از راهزنان انتظار نداشت، با اینحال پس از آن صد ژنرال راهزن ظاهر شدند افرادی که هر کدام ظاهر و سلاح خاص خود را داشتند و راهزنان با احترام فراوان به آنها نگاه میکردند ولی حتی آنها کناری ایستادند چرا که ده قهرمان راهزن با هاله قهرمانانه به بیرون آمدند، زرههایی فلزی برخی میپوشیدند و برخی زرههایی چرمی ولی کیفیت آن و همینطور سلاحهای متفاوت این اینهای خاص بسیار در چشم بود ولی حتی این ده قهرمان خاص که مورد احترام تمام راهزنان بودند به کناری رفتند چرا که نفس راهزنی قدرتمند با دو و نیم متر قد و فیزیکی متعلق به نیمه غولها با هاله حماسی به بیرون آمد و دو تبر در پشت سرش به شدت میدرخشیدند، نگاه او با قصد قتل به هر سمت همراه بود ولی با دیدن ارتشی کاملی تشکیل شده از راهزنانی که به او احترام میگذاشتند آرام شد و هاله قویتر موجود در اطراف را جستجو کرد و آنددی با هاله خطرناک حماسی را با ظاهری خشن و چهار بازو یافت که به او خیره شده بود و آتش چشمانش میدرخشید، کمی احساس ناراحتی کرد ولی او میدانست که احضار شده و ارباب او چنین ارتشی را مطمئنا برای او احضار کرده که باعث ایجاد احترامی در قلب او برای ارباب جدیدش شد.
با اینحال هازارد احساس فقیری و راهزن حماسی را بررسی میکرد، چرا که با خود فکر میکرد خرج کردن تقریبی 2 میلیارد موجودی باقیمانده اش آیا ارزشش را داشت؟
کتابهای تصادفی

