فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

مافیا در دنیای جادو

قسمت: 25

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۲۵: بیداری جادویی ۲

«کوره؟»

«یه دختر کور از بیداری عبور می‌کنه؟ این یکی جدیده. هیچوقت نشنیدم که افراد نابینا از جادو استفاده کنن، هاها!»

«اما بعضی از افراد ناتوان از جادو استفاده می‌کنن...»

«یه کور رو چه به جادو آخه، اون جادوگرای ناتوان هم که هیچکدومشون نمی‌تونن بجنگن! داشتن توانایی‌های جادویی و استفاده نکردن ازشون چه سودی داره؟»

چند نفر در مجاورت ورودی معبد بیداری زمزمه کردند در حالی که لارن همه آن را شنید.

اما در تاریکی زندگی‌اش، به هیچ وجه نمی‌توانست به اظهار نظرهای تند غریبه‌ها اهمیت دهد.

برای او چه فرقی می‌کرد که این‌ها درباره او اینطور صحبت می‌کردند؟ لعنت به همه آن‌ها، او مادر و بینایی‌اش را همزمان از دست داده بود!

برای پایین آوردن او، باید کاری خیلی بیشتری از اظهار نظر در مورد نابینایی‌اش انجام دهند!

اما وینسِنت برخی از آن نظرات را دوست نداشت. دندان‌هایش را به هم فشار داد و از گوشه چشم به چند نفر از کسانی که در صف ورود به معبد بیداری بودند نگاه کرد.

مرد روبروی آن‌ها اخم کرد و با چشمان بسته به دختر نگاه کرد.

با استفاده از مانا، او می‌توانست بگوید که این دروغ نیست.

- هیچ مانایی توی چشماش نمی‌چرخه... این دختر به کلی بیناییش رو از دست داده.

او فکر کرد و تصور کرد که حرکت کردن در اطراف معبد بدون کمک برای او واقعا دشوار است.

هیچ مسئول معبدی اجازه نداشت با جوانانی که هر روز برای بیدار کردن قدرت خود می‌آمدند رفتار متفاوتی داشته باشد، بنابراین آن‌ها نمی‌توانستند به لارن کمک کنند.

با این حال، راهی برای وینسِنت وجود داشت.

«تا وقتی که موقع بیداری نزدیکش نباشی، اشکالی نداره که اون رو ببری داخل و بعد برش گردونی.» این شخص بدون توجه به اینکه آیا عبور لارن از بیداری بیهوده است یا نه، گفت.

اگر از او می‌پرسیدند می‌گفت این خانم جوان حتی اگر استعداده خوبی داشته باشد خیلی پیشرفت نخواهد کرد. اما او دلیلی نداشت که زندگی لارن را سخت کند و این مشکل او بود که تصمیم بگیرد از بیداری بگذرد.

«هوم، قول می‌دم سر راه چیزی قرار نگیرم، ارشد. من فقط اون رو به اونجا می‌برم و وقتی همه چیز تموم شد، برش می‌گردونم.» وینسِنت قبل از اینکه آن مردی که ...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب مافیا در دنیای جادو را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی