مافیا در دنیای جادو
قسمت: 88
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۸۸ تورم
«کجا شاگرد قبول میکنه؟ فکر کنم بعداً برم سراغش.» وینسنت، علاقهمند به برقراری ارتباط با این شخص، پرسید.
«اون یه خونه توی انتهای جنوبی شهر داره. خدماتش رو اونجا ارائه میده، اما از آهنگرای جدید با هزینه ۱۰ سکه طلا تست استعداد میگیره.
حد نصاب مشخصی برای دانشجویان جدیدالورود نداره. با توجه به چیزی که گروه من فهمید، تا زمانی که استعدادی داشته باشی که اون رو علاقهمند کنه، آهنگر بنسون بهعنوان شاگرد میپذیردتون.
اما یه چیزی هست رئیس.» مرد با لحن آرامی گفت.
وینسنت پرسید: «هیچی بیهزینه نیست... قیمت آزادیهایی که ارائه میده چیه؟»
«مشخص نیست. میتونه متفاوت باشه. بر اساس چیزی که من شنیدم، بعضی از شاگرداش باید کسری از محصولاتی که خودشون میسازن رو به آهنگر بنسون بپردازن. بقیه باید برای تحصیل زیر نظر اون ماهانه هزینهای بپردازن، و مواردی هم بوده که ظاهراً باید برای هر پیشرفتی که انجام میدن هزینه پرداخت کنن.»
روری اخم کرد و فهمید که اوضاع چقدر عجیب است. «نظرت در موردش چیه، وینسنت؟ از نظر من، این مرد باید گذشته پیچیدهای داشته باشه و اگه شاگردش بشی، مزیتی به دست نمیاریم.»
وینس چشمانش را بست و تصمیمش را گرفت. «ببینم بعد از ملاقات باهاش ارزشش رو داره یا نه. من توی موقعیتی نیستم که بتونم مطالباتی مطرح کنم، و البته، حفظ آزادیهایی که بهشون علاقه دارم، برام بهایی داره.»
وینسنت فکر نمیکرد که دنیا چیزی به او بدهکار است، و همچنین فکر نمیکرد که فقط به این دلیل که او تناسخ کرده است، فرد خاصی است که دنیا هر آنچه را که نیاز دارد به او بدهد.
با چیزهایی که او میدانست، ممکن بود تناسخ کنندگان دیگری نیز مانند او وجود داشته باشند!
علاوه بر این، او مانند یک فرد غیرمنطقی فکر نمیکرد که در پرداخت هزینه خدمات دیگران مشکلاتی ببیند. طبیعی بود که باید به نحوی هزینه اعمال دیگران را برگرداند.
یک حمله به طور طبیعی میتواند یک ضد حمله را آغاز کند. از طرف دیگر یک سرویس خدمات نیاز به پرداخت هزینه دارد!
فقط فردی با ذهنی دور از واقعیت فکر میکند که مجبور نیست برای چیزی که مصرف میکند «ه...
کتابهای تصادفی


