فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

مافیا در دنیای جادو

قسمت: 106

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات
فصل ۱۰۶: دوستِ دوستِ من؟ وینسنت و روری با ورود به چادر و دیدن ازدحام جمعیت در نزدیکی، به زودی چند کلمه از آوا و کیمیاگر شنیدند. کیمیاگر گفت: «شما دوست‌‌های خانواده اوک هستید؟ از خودتون بگید.» درحالی‌‌که خودش یکی از شاگردان اوک پاتریارک بود، و اکنون به خواهر لوکاس آموزش می‌‌داد. به¬عنوان فردی که به خانواده اوک متصل بود، طبیعتاً بهترین¬ها را برای خانواده و استعدادهای جوانی مانند آوا و لوکاس می¬خواست. سپس وینسنت گفت: «فکر نمی‌کنم فعلاً بتونیم این رو بگیم. من لوکاس رو در حالی ملاقات کردم که دوستم روری و خانم آوا در حال بیدار کردن قدرت جادویی‌شون بودن. بعد از اون به طور اتفاقی همدیگه رو دیدیم و در مورد آینده صحبت کردیم. من و لوکاس استعداد آهنگری داریم، اما قدرت‌های برتر صنعتمون از ما حمایت نمی‌کنن. ممکنه با هم دوست بشیم، اما هنوز نیستیم.» این مرد از اخلاص خوشش می¬آمد و از سخنان این جوان موسیاه قدردانی می¬کرد. «اما ارشد دیلن، وینسنت خیلی متواضعه. برادرم به من گفت که برای این دو برنامه داره و اگه فرصتش رو داشتم باید بهشون کمک کنم.» آوا با صدای آهسته¬ای این را گفت تا معلم موقتش صدای او را بشنود. 'اینطوره؟' دیلن سپس گفت: «خب، مطمئناً در آینده رابطه خوبی خواهید داشت. من می¬تونم این رو احساس کنم. پس بهم بگو چی نیاز دارید، ببینم چطوری می¬تونم کمکتون کنم. دوست لوکاس دوست من هم هست.» ارتباطات خوب همه¬چیز را عوض می‌کرد. نیازی به درخواست لطف نبود. با ارتباط با افراد مناسب، چنین فردی بدون اینکه بداند سود می¬برد. با یکی از دوستان ویسکونت بودن، تقریباً در هر فروشگاهی که به آن بروی تخفیف دریافت می‌کردی و به رویدادهایی دسترسی داشتی که کمتر کسی از وجود آنها اطلاع داشت. به قول معروف هیچ‌چیز بهتر از دوست شاه بودن نیست! به عنوان مثال، لوکاس آنقدر قدرت نداشت که به وینسنت و روری اجازه دسترسی به فرصت¬های زیادی را بدهد. اما به‌عنوان پسر ارشد پدرسالار اوک، می‌توانست از طریق خانواده‌اش به ارتباطاتش با اقلام کیمیاگری کمک کند. وینسنت می‌دانست که به اندازه کافی توان برای رد برخی لطف‌ها ندارد و پذیرفت که این¬بار به لوکاس مدیون باشد. «من به اقلامی نیاز دارم که به افرادم کمک کنه تا سطحشون رو بالا ببرن. اونها استعداد خوبی ندارن، بنابراین احساس می¬کنم به قرص¬های قوی با خلوص خوب نیاز دارن.» دیلن حرف¬های چند لحظه پیش وینسنت را به یاد آورد. «خب، در حال حاضر، من فقط یه قرص دارم که می¬تونه به شاگرد ارشد با استعداد نارنجی کمک کنه. اما من چندین گزینه برای شاگرد متوسط دارم.» دیلن چند بطری قرص را روی میز نشان داد و روری و وینسنت ۸ گزینه را برای سطح جادویی مردانشان دیدند. «تنها قرصی که برای شاگر...
برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب مافیا در دنیای جادو را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی