مافیا در دنیای جادو
قسمت: 105
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۱۰۵: آوا اوک
«ببین ارباب جوان سیمونز داره برای زیردستش معجون می¬خره!»
«آه، من دوست دارم جای اون باشم... شبانهروز بهش نزدیک باشم و همچین هدایایی دریافت کنم.»
«نوچ نوچ نوچ! کسی با قیافه¬ی تو هیچ¬وقت جایی در کنار همچین نجیب-زاده¬ای پیدا نمی¬کنه.» یک زن جوان مو قرمز و خوش¬لباس با دکلره¬های زیبا این را به برخی از زنانی که برای دیدن خاطرخواه¬ترین مرد جوان شهر جمع شده بودند گفت.
پسر بزرگ ویسکونت سیمونز، وارث ثروت خانواده و بااستعدادترین نسل جوان محلی، مارکوس سیمونز!
مارکوس در سن ۱۶ سالگی یک شاگرد سطح ۳ بود، فردی بااستعداد سبز و فرم جادویی غیرعادی. او آینده بزرگی در پیش داشت و با وجود اینکه قبلاً نامزد کرده بود، مطمئناً بسیاری از زنان می¬توانستند از بودن در کنار او سود ببرند.
حتی اگر سومین یا چهارمین همسر فردی مثل او باشند، بسیاری از زنان از بودن با او خوشحال می¬شوند.
به اشتراک گذاشتن یک مرد توانا و پر از خصوصیات، بهتر از داشتن انحصار یک مرد معمولی بود!
وینسنت و روری زنان زیادی را در آنجا مشاهده کردند، بدون توجه به نظرات طرفداران مارکوس و مردان جوانی که در مقابل یک کیمیاگر مرحله اول به این مرد بلوند حسادت می¬کردند.
«این وارث ویسکونته؟» روری رو به دوستش زمزمه کرد و لبخند مرد خوش¬تیپ و قدبلندی را درحالی¬که منابع جادویی برای خدمتکار شاگرد ارشدش می¬خرید نگاه میکرد.
«ممنونم استاد جوان. من سخت کار میکنم تا شما رو راضی کنم!» زن مو قرمز با لبخندی بر لب، این را گفت درحالی¬که به همه گفته بود حاضر است برای این مرد کارهای دیوانه¬وار انجام دهد.
وینسنت این را مشاهده کرد اما وقت خود را تلف نکرد و فکر نکرد که آیا این دو در نوعی رابطه عاشقانه هستند یا خیر. در کنار جمعیت، چیزی که بیش از همه توجه او را به خود جلب کرد، بوی دارویی محصولات کیمیاگر در خدمت پسر ویسکونت...
برای خواندن نسخهی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید.
درحال حاضر میتوانید کتاب مافیا در دنیای جادو را بهصورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید.
بعد از یکماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال میشود.
کتابهای تصادفی


