فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

مافیا در دنیای جادو

قسمت: 119

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات
فصل ۱۱۹: سرقت سال هنگامی که وینسنت و افرادش فرار می¬کردند، مقر اتحادیه مبارزان مملو از پیام¬های ترسناک از سه پایگاه از چهار پایگاه گروه و مردانی بود که برخی از مسیرهای دشمن را دنبال می¬کردند. صدای نگران یکی از رابطین از اتاقی در ساختمانی که فاحشه¬خانه گروه را در خود جای داده بود شنیده شد: «پشتیبانی! نیروی پشتیبانی بفرستید! گردان سوم از هم پاشیده! اسلحه خانه ما نابود شده. تمام نیروهای دفاعی ما از کار افتاده!» اما صداهای ارتباطی دیگری در همان زمان به صدا درآمد: «ارشد لین به-شدت مجروح شده! فوراً پزشک¬ها رو به گردان دوم بفرستید! ما اینجا عملاً فقط خودمونیم و خودمون، لعنتی!» «فِرِیزِر هستم! مردای بیشتری رو به گروه من بفرستید. ما درحال تعقیب دوجین دشمن هستیم، اما فقط سه نفریم!» «از گردان اول تماس می‌گیرم. ازمون دزدی شده! دوباره میگم ازمون دزدی شده! صندوق پست ما بازه و ارشد اسپنسر گم شده!!!» «این یه تله است! فوراً افراد رو به گردان چهارم بفرستید. ما ممکنه نفر بعدی باشیم!» مردان اتحادیه مبارزان در مرکز فرماندهی این گروه با گوش دادن به این پیام¬ها از شدت عصبانیت قرمز شده بودند و صداهای نگران، ترسیده و نفس¬نفس زدن را شنیدند، حتی برخی صدای شعله¬های آتش و تیراندازی را شنیدند. به¬نظر می¬رسید اوایل همه¬چیز برای این گروه خوب پیش می¬رفت، اما ناگهان از هر طرف مورد حمله قرار گرفتند! دستیار سطح ۴ که این اطلاعیه¬ها را می‌شنید درحالی¬که مثل گوجه¬فرنگی قرمز شده بود فریاد زد: «لعنتش کنن! کی علیه ما عمل کرده؟ سندیکای اسکارلت؟» همه عرق سردی ریختند و نمی¬دانستند چه کنند و مردان خود را به کجا بفرستند. چند نفر از مردان آنها قبلاً به سمت دو پاسگاه مورد حمله حرکت کرده بودند. اما کمتر از ۲ دقیقه پس از اولین تماس برای کمک، هر چهار پایگاه در حال ارسال سیگنال¬های کمک بودند! آنها نه می¬دانستند در این شرایط چه باید بکنند و نه چگونه به دشمنی که آن شب آنها را تحریک کرده بود پاسخ دهند! در چنین شرایطی، این مرد تنها یک جایگزین داشت… «با رهبرها تماس بگیرید. ما به اونا نیاز داریم که فوراً مداخله کنن!» با این دستور، شخصی در اتاق ارتباط، یک دستگاه دکمه مانند را فشار داد و زنگ خطر در سرتاسر دفتر مرکزی آنها به صدا درآمد. … هنگامی که اتحادیه مبارزان شروع به فاش کردن مهمترین کارت¬های خود کرد، گروه¬های دیگری که بر میل¬فال تسلط داشتند از قبل از حملات علیه این سازمان جنایتکار محلی آگاه بودند. همه آنها شوکه شده بودند که کسی جرئت کرده علیه این گروه عمل کند، زیرا چه کسی جز آنها قدرت عمل علیه اتحادیه مبارزان را خواهد داشت؟ مطمئناً افراد یا گروه‌های ضعیف می‌توانند شورش کنند و برای قدرت‌های قوی دردسر ایجاد کنند. اما چه کسی در این شرایط شهامت مبارزه با اتحادیه مبارزان را که مطمئناً به دنبال انتقام خواهد رفت داشته است؟ بیشتر واقع...
برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب مافیا در دنیای جادو را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی