مافیا در دنیای جادو
قسمت: 147
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۱۴۷ آزمون اول
وینسنت با ورود به اتاقی به مساحت ۳۰ متر مربع با دیوارهای خاکستری، توجهی به چیزهای آنجا نکرد و به مردی که کنار میز کوچکی نشسته بود نگاه کرد.
این شخص ملبس به کت سنتی آهنگران انجمن بود. در مورد این مرد، دو ستاره بالای سینه چپ او وجود داشت، چیزی که نشان دهنده طبقه بندی او به عنوان آهنگر بود.
او چهرهای جدی داشت، در حالی که کتاب بزرگی جلویش بود که در آن چیزی مینوشت.
«وینسنت فولر…» وقتی صفحه را ورق میزد و جدیدترین شاگرد بنسون کینگ را میدید، غر زد.
'این دلقک شاگرد اونه؟ مگه شایعات نمیگفتن این مرد فقط افراد با استعداد سبز یا بالاتر رو میپذیره؟'
لحظهای به پیشانی وینسنت نگاه کرد و پرسید: «چه مدته که تحت آموزش ارشد کینگ هستی؟ از یه خانواده خانواده آهنگری هستی، وینسنت؟»
«چند هفته و نه، من سابقه آهنگری ندارم، ارشد.» وینسنت پاسخ داد، در وسط منطقه ای که باید از آن استفاده میکرد، ایستاده بود، جایی که ابزارها و آیتمهایی برای کاری که میخواست انجام دهد وجود داشت.
'فقط چند هفته؟' مرد طاس اخم کرد، تنها قسمت صورتش که مو داشت ابروهایش بود. مرد با تصور اینکه این جوان فقط برای آزمایش یا نشان دادن استعدادهایش آنجاست، زیاد فکر نکرد و گفت: «خیلی خب، میتونی شروع کنی. برای اولین آزمایش، باید یه آیتم دفاعی از نوع سپر بسازید. ۳۰ دقیقه فرصت داری تا چیزی بسازی که کاراییش بیش از حداقل درصد مورد قبول باشه، وینسنت.»
وینسنت با این سخنان ارزیاب خود بلافاصله مواد خود را از منطقه برداشت و با چکش دست به کار شد.
تنها مواردی که میتوانست در آزمونهای انجمن مورد استفاده قرار گیرد، مواردی بود که سازمان ارائه میکرد. برای جلوگیری از تقلب با منابع سطح بالا، این موسسه به افراد اجازه استفاده از وسایل شخصی خود را نمیداد.
با این حال، آنها میتوانستند از مهارتها و طلسمهای خود استفاده کنند که از ویژگیهای جدایی ناپذیر جادوگران به شمار میرفت.
وینسنت هیچ قصدی برای نشان دادن قدرت خود به کسی جز بنسون نداشت. این امر بسیار خطر...
کتابهای تصادفی
