مافیا در دنیای جادو
قسمت: 150
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۱۵۰ آهنگر مرحله اول (۲)
بعداً همان شب، وینسنت سومین آزمایش خود را در منطقه آزمایش آهنگر جدید در پست انجمن در میلفال به پایان رساند.
وینسنت برای آخرین بار در آن شب از چکش خود استفاده کرد، یک بار دیگر خسته شده بود، اما این بار، احساس فوقالعادهای در وجودش داشت.
همیشه عالی بود که یک کار را به خوبی انجام دهید. اما دستیابی به کارایی ۱۰۰% در هنر آهنگری بدون استفاده از مهارت منحصر به فرد او باورنکردنی بود!
وینسنت پس از تقریبا ۳۰ دقیقه کار سخت، پس از ساعتها حضور در ساختمان این انجمن، تولید یک شمشیر با کارایی ۱۰۰% را به پایان رساند.
حتی استادش هم از دیدن اینکه شاگردش به این سطح میرسد در حالی که تنها یک جادوگر مرحله اول است، مات و مبهوت شد.
از طرف دیگر، با وجود اینکه ایزاک از بنسون و وینسنت عصبانی بود، اما وقتی این نتیجه را دید، خلق تنگش کمی بهبود یافت.
چه وینس پیشنهاد ایزاک را میپذیرفت یا نه، وینسنت همچنان میتواند با مهارتهای خارقالعادهاش به پست انجمن کمک کند.
با در نظر گرفتن این موضوع، در حالی که ارزیاب آزمایش وینسنت را تماشا میکرد که با چشمان درشت به آن شمشیر خیره شده بود، به بنسون گفت: «حتی اگه بخواد قاطعانه توسط شورا و انجمن حمایت نشه، باز هم برای پست ما مهمه. من قصد دارم چندتا از مزایا رو برای دانش آموزت مهیا کنم.»
بنسون صادقانه گفت: «اوه؟ ممنونم ازت. این خیلی کمکش میکنه.»
به همان اندازه که او یک رئیس شورا بود، نمیتوانست به تنهایی به وینسنت مزایایی که برای دسترسی به برخی از امکانات این پست انجمن نیاز داشت، بدهد. اما با حمایت ایزاک، او به اندازه کافی به شاگردش کمک میکرد!
وینسنت احتمالاً به بهترین چیزهایی که وجود داشت دسترسی نخواهد داشت، زیرا دیگران، از جمله ایزاک، بدون شک نیازهای بالاتری برای دسترسی او به چنین فرصتهایی دارند. اما با این وجود، وینسنت میتوانست با عضویت در این سازمان، سفر خود را با حقوقی بیشتر از همتایانش آغاز کند.
با رفتن مردان، وینسنت از ارزیاب تبریک دریافت کرد، و در هنگام خروج، از بردن شمشیر با خود تردید نکرد.
وینسنت میدانست که اقلام تولید شده در این آزمونها متعلق به انجمن است. بعد از نفس کشیدن آرامتر، اتاقی را که آخرین آزمایش خود را در آن انجام داده بود، ترک کرد.
زمانی که به محل انتظار در آن قسمت از انجمن رسید، رتبه بندی را نادیده گرفت و به پیشخوان کارکنان رفت.
ارزیاب قبلی به او گفته بود که مجوز خود را بهعنوان آهنگر مرحله اول و هدایایی که انجمن به اعضای جدید خود در چنین رتبهای میداد، تحویل بگیرد.
وینسنت به سرعت یک کیسه سیاه حاوی یک کریستال شناسایی، یک پالتو با نماد یک ستاره انجمن در سمت چپ سینه، و تعدادی قرص و میلههای فلزی دریافت کرد.
اما هنگامی...
کتابهای تصادفی
