مافیا در دنیای جادو
قسمت: 151
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۱۵۱: تحقیق خطرناک
روز بعد…
درحالی¬که شایعه آهنگر جدید در میان برخی از جناح¬های انجمن پخش میشد، وینسنت صبح زود از خواب بیدار شده بود و به ساختمانی که روز قبل امتحاناتش را در آنجا داده بود بازگشت.
اوایل آن روز صبح، وینسنت قبلاً به منطقه سفارش فلزات و مواد معدنی انجمن رفته بود تا اقلام مورد نیاز خود را برای ارتقاء سلاح¬های مردانش درخواست کند.
بدون آنها، او می¬توانست سلاح¬هایی بسازد که در برابر قدرت شاگرد ارشد مقاومت کنند، اما آنها ۱۰۰% کارآمد نبودند و خیلی سریع فرسوده می-شدند.
وینسنت با تمرکز بر توسعه دانش خود درحالی¬که منتظر سفارشاتش بود، به تکنیک¬ها و مواد مطالعاتی جدیدی که میتوانست از انجمن دریافت کند علاقمند بود.
او هنوز چیزهای زیادی برای یادگیری از بنسون داشت، اما حتی آهنگر پیر هم میدانست که چیزهایی وجود دارد که وینسنت میتواند به تنهایی بیاموزد.
هر شکل جادویی به احتمالات مختلفی منجر میشد، بنابراین بنسون میدانست که نمیتواند به جدیدترین دانشآموزش در مورد همه احتمالات کمک کند.
پس از خداحافظی در شب قبل، او به وینسنت توصیه کرده بود با انجمن آشنا شود و از وقت خود برای تبدیل شدن به یک دستیار استفاده کند. و وقتی این کار انجام شد، باید برای گفتگوی دیگری نزد استادش برگردد.
وینسنت با آگاهی از این موضوع قصد داشت دو روزی را که باید منتظر اقلام سفارش شده خود باشد، به طور موقت با استفاده از امکانات انجمن سپری کند.
پس از آن دورانش تحت حمایت سندیکای اسکارلت به پایان میرسید و زمان آن فرامی¬رسید که خودش با عواقب اعمالش روبه¬رو شود!
…
زمانی که وینسنت در انجمن حضور داشت، برخی از تحرکات سربازان محلی توجه یکی از خانواده¬های حامی اتحادیه مبارزان را به خود جلب کرد.
در این لحظه یکی از مردان این خانواده با حالتی وحشتناک وارد دفتر رهبرشان در اقامتگاه فیشر شد.
او با لحنی غمگین گفت: «سرورم، ما یه مشکل داریم.»
بارون بلافاصله چشمش را از سندی که در مقابلش بود برداشت و با جدیت به ی...
کتابهای تصادفی

