مافیا در دنیای جادو
قسمت: 190
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۱۹۰ مذاکره
هنگامی که وینسنت پیشنهاد وحشتناکی که برودی رایت برای او داد را شنید، در زیر نقاب چهره افتضاحی به خود گرفت.
وینس مشکلی نداشت که در ازای ثباتی که او و خانوادهاش برای جستجوی حلقههای جادویی نیاز داشتند، مقدار بیشتری از سود خود را به این جناح بدهد. اما سلاحهای او باارزشترین چیزی بود که در کنار قدرت خود داشت.
دادن آنها به گروه دیگری بسیار خطرناک خواهد بود.
اما چگونه میتوانست رد کند؟ مرد مقابلش میتوانست با تکان دادن انگشت او را بکشد!
وینسنت میتوانست دستیاران سطح ۳ با استعدادهای معمولی پایینتر از استعدادهای خود را بکشد، همانطور که تاکنون در مورد اکثر مخالفانش چنین کرده است. با همین منطق، او میتوانست با مقداری تعادل، شاید حتی مزیت، در برابر دستیاران سطح ۴ بجنگد، اما بدون اینکه بتواند آنها را بکشد. با این حال، قبل از صعود به سطح ۱، او میدانست که هیچ شانسی برای دفاع مقابل یک حرکت از دستیار سطح ۵ نخواهد داشت، حتی اگر آن فرد استعداد کمی داشته باشد.
اما مرد مقابل وینسنت یک جنگجو متولد شده بود و استعداد زردی داشت که به هیچ وجه قابل چشم پوشی نبود.
وینسنت نیازی به مبارزه یا به چالش کشیدن برودی نداشت تا بداند اگر این رهبر جناح اراده کند، وینسنت در لحظه خواهد مرد!
- لعنتی، پس قرار نیست بیخیالشون بشی!
او خشم خود را نسبت به برودی مهار کرد و احساس کرد که این مرد باختی که اخیرا متحمل شده بود را فراموش نکرده است.
قراردادی که وینس اخیرا با سندیکای اسکارلت انجام داده بود برای او و گروهش برای ادامه فعالیت و در عین حال تقویت خود برای رسیدن به سطح فعلی بسیار مهم بود. بدون آن توافق، احتمالاً همه آنها تا به حال مرده بودند.
اما این معامله تنها به این دلیل امکان پذیر بود که سلاحهای وینس در خطر بود، که تنها چیزی بودند که او و افرادش میتوانستند برای فریب گروه سندیکای اسکارلت استفاده کنند. اما وینس از همان ابتدا میدانست که برای جلوگیری از اتحادیه مبارزان به قدرت کافی دست خواهد یافت و هرگز...
کتابهای تصادفی

