مافیا در دنیای جادو
قسمت: 203
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 203 آماده سازی نهایی
در همین حال، در املاک مازانتی…
وینسنت تازه از راه رسیده بود، با کت و شلواری زیبا با بوی نوشیدنی روی بدنش.
هنگامی که او وارد ملک خود شد، با هیچ یک از افرادش در مورد نتیجه سرقت صحبت نکرد و کسی در آنجا او را در مورد آن سوالپیچ نکرد.
وینسنت که قبلاً مرد مورد اصابت یکی از صاعقههایش را در یکی از رستورانهای قلمرو خود رها کرده بود، به تنهایی وارد شد تا با مردان سندیکای اسکارلت مقابله کند.
او به سمت افراد فرستاده شده توسط رهبر آن جناح زیرزمینی محلی رفت و با آنها احوالپرسی کرد و پس از یک مقدمه کوتاه شروع به صحبت در مورد چیزهای جدی کرد.
او به مردان گفت: «خب، بهتره دیگه برنامههامون رو عقب نندازیم. من به زودی میلفال رو ترک میکنم تا با افرادم به شکار حلقههای جادویی بپردازم، بنابراین تا دو روز آینده اصول اولیه رو به شما آموزش میدم. بعدش، شما میتونید ادامه بدید. بدون حضور من.»
با شنیدن آن، یکی از مردان آنجا که مشتاق یادگیری بود، پرسید: «در غیابت چطور شکهامون توی تمرین رو برطرف کنیم؟»
یادگیری اصول اولیه مهمترین چیز در هر چیز جدیدی بود. از تکنیکهای اساسی، اغلب میتوان مهارتهای مرتبط با آنها را توسعه داد، حتی بدون راهنما.
اما مطمئناً داشتن کسی که آنها را در هنگام اشتباهات اصلاح کند، میتواند در سرعت یادگیری سلاحهایی که مسئول ساختن آنها هستند، تفاوت ایجاد کند.
وینسنت گفت: «چیزایی که توی این دو روز بهتون یاد میدم برای بااستعدادترین افراد بینتون کافیه تا هر چیزی رو که نیاز دارید به تنهایی یاد بگیریر. تا زمانی که هر روز تمرین کنید، دو سه هفته دیگه بهش مسلط میشید.
ساخت این سلاحها اونقدرا هم که فکر میکنید سخت نیست. نکته اصلی اینه که به مونتاژ نهاییشون دقت کنیم تا فقط ما بتونیم اونا رو بدون آسیب رسوندن بهشون از هم جدا کنیم.
اما حتی اگه یکی از شما سؤالی داشته باشه، من از چند نفر از افرادم که قبلاً برای مونتاژ این سلاحها آموزش دادم، میخوام بهتون کمک کنن. این باید براتون کافی باشه تا بتونید خودتون ظرف یک ماه شروع به ساخت این سلاحها کنید.»
سزار مانند یک نابغه به نظر میرسید و با دانستن مهارتهای ف...
کتابهای تصادفی


