بذر کتان
قسمت: 33
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر 33
عمق روابط بشر
کار هوان جو آ با بدن نسبتا بی جون یامازو تمام شد و با محلول، به جون ابزارای جراحی افتاد تا تمیزشون کنه.
-عجب وضعیتی شد. حالا باید منتظر بمونیم.
ساکورا گفت: چرا انرژی من نمیتونه به یامازو کمک کنه اما انرژی اون بچه ها مفیده؟
هوان جو آ به ساکورا خیره شد. این حسادت و ضعف در ظاهر ساکورا، چیز کاملا جدیدی بود و سابقه نداشت که اینقدر آشفته باشه. اون قوی ترین شاگرد ین شی به حساب میومد که میتونست به تنهایی از پس اغلب حمله ها بر بیاد.
هوان جو آ چشمشو از ساکورا دزدید و گفت: انرژی این بچه ها بسیار بکر و سالمه. اونها به لحاظ روحی از من و تو خیلی خیلی جوان تر هستن. خیلی هاشون حتی یکبار هم در قالب یک انسان زندگی نکردن و دارن دوره های ابتدایی تکامل خودشون رو طی میکنن. توی این شرایطی که یامازو نمیتونه نیروی حیاتی مورد نیاز خودشو تامین کنه، دریافت انرژی از این بچه ها براش مناسب ترین چیزه.
ساکورا گفت: یعنی ما انرژی آلوده ای داریم؟
-اگه بخوای خودتو با اون بچه ها مقایسه کنی بله، خیلی خیلی آلوده هستیم.
ساکورا در حالی که به چهره ی یامازو خیره شد و به فکر فرو رفت گفت: ولی اسم گروهشون خیلی عجیبه. فکر کن یامازو بیدار شه و بپرسه اسم اونا چیه؟ بگیم عمق روابط بشر!
هوان جو آ خندید و گفت: راستشو بخوای منم زیاد چیزی در موردشون نمیدونم ولی اونا واقعا باهوشن و هدف اصلیشون مطالعه ی زندگی آدماست تا بتونن برای دوره های تناسخ بعدیشون آماده بشن.
-یعنی ما هم قبل از شروع دوره ی تناسخ مون همچین کارایی کردیم؟
هوان جو آ کمی فکر کرد و گفت: اصلا به یاد نمیارم. من پیرتر از این حرفام.
ساکورا هم نمیتونست گذشته رو به یاد بیاره.
.
.
.
صدای موسیقی و رقص نور و دود، توی محیط کا...
کتابهای تصادفی


