فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

بذر کتان

قسمت: 64

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

تقویت اتاق خصوصی

یامازو کارهای روزانه‌ی خودش رو تموم کرده و اونقدر هم خوش شانس بوده که چند ساعتی رو به مطالعه مشغول بشه.

«امروز هم کمی کسلم، ولی تمرینا همونطور که دوست داشتم پیش رفته. میشه روش حساب کرد. کار غیر ممکنی نیست.»

«گاهی صدایی رو از درون خودم میشنوم، صدایی که جواب سوالاتم رو میده، نمی دونم صدای روحمه یا موجودات غریبه و شوم. با اینحال، من حس بدی ندارم. دوست دارم بشناسم، دوست دارم بدونم، دوست دارم توی این دنیا سفر کنم.»

«ین‌شی میگفت که سیر کردن با حس کسالت، می تونه باعث ضعف بشه. بخش زیادی از زندگیم توی حس کسالت سپری شد و فکر میکنم دیگه نباید تسلیم این احساسات بشم. اما سوال اینه، وقتی که هیچ کسی در خونه‌ات رو نمیزنه و کاری برای انجام دادن نداری، چطوری حس کسالت خودت رو برطرف کنی؟»

یامازو چشم هاشو میبنده و سعی میکنه امواج مغزیش رو مدیریت کنه و به لایه هایی از دنیا وصل بشه که قادره اطلاعات شفاف و بیشتری رو در اختیارش قرار بده. اون نمیدونه این فرآیند، چه ساز و کاری داره اما اون در واقع داره ذهنش رو روی امواج آلفا تنظیم میکنه.

«وقتی چشم هامو می بندم و به صورت رندوم به سیر و سیاحت مشغول میشم، انتخاب های زیادی پیش روم وجود داره. می‌تونم به جاهای دور و ناشناخته ای سفر کنم. اما هیچ کدوم از این تصاویر بی دلیل نیستن.»

«نمیشه هر روح و موقعیتی رو به راحتی پیدا کرد، مگر اینکه سابقا باهاش یک نقطه ی مشترک داشته باشی. مثلا نویسنده ها رو زمانی میتونی پیدا کنی که کتابی در موردشون خونده باشی. هر چه بیشتر بتونی روح کتاب رو ادراک کنی، می تونی راحت تر هم در موقعیت های مختلف، اون نویسنده رو پیدا کنی و به سراغش بری.»

«نکته ی جالب اینه که بعضی از این نویسنده های فضول و شیطون، متوجه میشن که داری کتابشون رو میخونی و اگه برحسب اتفاق ازت خوششون نیاد و باهات خاطره ی بدی داشته باشن، ممکنه یه سر به سراغت بیان و یه پس سری هم بهت بزنن. البته اینا رو از ساکورا شنیدم. هنوز هیچ کدوم از نویسنده هایی که کتاباشونو خوندم به سراغم نیومدن و منم راغب به دیدن زندگی هیچ کدومشون نبودم.»

«طراحی فرم شخصی داره خیلی خوب پیش میره. هر چند باید زمان زیادی رو صرفش کنم. اینطور که متوجه شدم، علاوه بر کار کردن با کلمات، که خانوم ین‌شی به ما یاد داد، مفاهیم و عناصر زیادی هستن که میشه به کمک شون مبارزه کرد و انرژی درونی رو تغییر داد. این سیستم های نشانه گذاری از گذشته های دور، وجود داشتن و میشه ازشون استفاده های بی شماری انجام داد. زبان روح، خیلی متفاوت با زبان انسانی و معمولی هست.»

یامازو توی کالبد سومش بلند میشه و توی اتاق قدم میزنه. به اتاقی تله پورت میکنه که پشت ذهنش دیده و ...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب بذر کتان را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی