بذر کتان
قسمت: 95
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر ۹۵
پس لرزههای حادثهی سازمان تمساح بزرگ
انگیزه و اشتیاق توی چهره ی ای چی چو ظاهر میشه. جنگ؟ این دیگه خیلی جهانی و عجیب و غریبه. چطوره که بعضی ها در طول تاریک می تونستن همچین اتفاقاتی رو پیش بینی کنن؟ الان برای ای چی چو قابل درکه که این موضوع به دلیل آگاهی نسبی همچین افرادی از دنیاهای دیگه و ساز و کارشون بوده.
دنیای فیزیکی و متافیزیکی به طور متقابلی روی هم تاثیر میذارن. گاهی ریشه ی بعضی اتفاقات دنیای ما، ارتباط با نحوه ی تعامل موجودات در ابعاد دیگه داره.
ای چی چو که انگار به طور اتفاقی چیزی رو به یاد میاره میگه: «ولی اگه بخواد مثلا همچین اتفاقی هم بیوفته، چه کاری از دست ما ساخته است؟ ما آدمای معمولی هستیم. این موجودات قدرتمند هستن که در مورد همچین اتفاقاتی تصمیم میگیرن.»
ساکورا میخنده و جواب میده: «در واقع بهتره بدونی همین تمساح بزرگ یکی از درشت ترین موجوداتی هست که تصمیماتش مستقیما روی آینده ی همه ی موجودات ساکن در این سیاره، حتی موجوداتی که جزو گونه های انسانی نیستن تاثیر میذاره. اون کسیه که ما بارها به سراغش رفتیم.»
ای چی چو برای تکمیل اطلاعات خودش میپرسه: «چرا همچین موجودی باید اینقدر ضعیف باشه؟»
-«اون به هیچ عنوان ضعیف نیست. نکنه فراموش کردی که همه ی ما برای قرن هاست که توی این سیاره زندگی میکنیم و توی موقعیت های مختلفی حضور داشتیم؟ الان و طی زندگی فعلیمون هم هنوز توی دوره ی نوجوانی هستیم. کی میدونه که چی در انتظارمون هست؟»
-«اوه درست میگی.»
.
.
.
آلیسیا همین که در اتاقش باز میشه، چشمش برق میزنه. ین شی پر حاشیه اما قدرتمند، نقش موثری توی موفقیت های اخیر سازمانش داشته و ماموریت دیروزشو هم به خوبی تموم کرده. اما مشکلی که حالا ذهن آلیسیا رو مشغول کرده، تماس امروز تمساح بزرگ هست.
مینسکی اعصابش از دست نامه ی پر خط و نشون ین شی خورد شده بود. البته به آلیسیا چیزی در مورد نامه نگفت. به هر صورت به غرورش برمیخوره که اعتراف کنه یه موجود کیوت مثل ین شی جرات کرده تا براش همچین...
برای خواندن نسخهی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید.
درحال حاضر میتوانید کتاب بذر کتان را بهصورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید.
بعد از یکماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال میشود.