فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

بذر کتان

قسمت: 96

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات
چپتر ۹۶ غیبت مردانه سنری هیرویوکی حرفای وانیجیما رو کامل میکنه: «اون انتظار خیانت رو داشته. حتی میدونه که اطرافیان خودش پتانسیل خیانت زیادی دارن، انرژی و امکانات خودشو برای محافظت از چیزی که براش دیگه سودی نداره خرج نمیکنه.» هاچی میتسو میپرسه: «به غرورش لطمه نمیخوره؟» سنری در حالی که چشم هاش مثل جواهرات زمردی کار شده روی دستکش و دکمه سردستش مشغول درخشیدنه میگه: «حتی فکر میکنم به غرورش برمیخوره که ریاست همچین سازمانی رو توی دست داده. همیشه چیزای فراتری هست که ما نمی دونیم و نمی‌بینیم. می خوام بدونم دلخوشی های جدیدش دقیقا چی هستن؟ به جز دست ساخته و سایبورگ‌های جدیدی که مشغول سرمایه گذاری در موردشون هست.» تاماتسوکی موهای سرخ و آتشینی داره که از رگه ی نژاد سرخش به ارث برده. با فکر کردن به آینده و اتفاقاتی که در نظرش قابل وقوع هستن مشغول صحبت میشه. «ما امتیاز ارتباط با سطوحی که مینسکی باهاشون در ارتباطه رو نداریم. دلیلش واضحه چون ما به اندازه ی اون وفاداری خودمون رو به ضلح تاریک ثابت نکردیم. فکر میکنم تنها موجوداتی که توی سطح بعدی کارش با خودش خواهد برد زن هاش هستن.» این حرف باعث خنده ی بقیه ی افراد حاضر میشه. هاچی میتسو که شدیدا توی فکر فرو رفته و دوست داره کار جدیدی انجام بده میگه: «اگر اینطور باشه پس آرزوی اون ایجاد خشم و خشونت بیشتره. با این حساب اگر بخواید ضربه ای بهش بزنید بهتره به شکلی باشه که آرزوشو ازش بگیره اینطور نیست؟» سنری میگه: «بعید هم نیست که بالاخره روزی برسه که برای صلح تلاش کنیم. البته نه به خاطر صلح بلکه به خاطر انتقام از فردی که دشمن مشترکش هستیم. من مشکلی با جنگ و خون...
برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب بذر کتان را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی