فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

بذر کتان

قسمت: 103

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات
چپتر ۱۰۳ بوی طلا یامازو در حالی که بالاتنه اش برهنه است و روی زخماش چسب خورده در حال عرق ریختنه چونکه هوا کمی گرم شده و از پنجره ی اتاق ساکورا هم دیر به دیر هوای خنکی به داخل میاد. ساکورا پشت میزش نشسته و شدیدا در حال مطالعه و جست و جو هست. اون به کمک ابزارایی که در اختیار داره به کتابخونه ی تالار طلایی وصل شده و مثل بسیاری از اوقات، مشغول پیدا کردن چیزایی هست که فکر میکنه می تونن به درد بخور باشن. یامازو بعد از دعوا کردن در سطح فیزیکی، متوجه شد که کالبد های روحانیش خیلی بیشتر آسیب دیدن. ولی این موضوع هنوز براش مبهمه که روحش در حین اینکه مشغول روزمره اش هست، دقیقا چطور لحظاتش رو سپری میکنه و آیا یک عملکرد خودکار داره و به سختی میشه تحت کنترل گرفتش؟ یامازو از بی حوصلگی با گجتی که از افسرای تمساح بزرگ دزدیده ور میره و به نظر میرسه نوشیدنی‌ای که به منظور بهبود وضعیت بدنش و درمان خورده، نوعی حالت بیخیالی و شادی احمقانه هم بهش داده. ولی اون در مجموع خوشحاله چون در آرامش و پیش ساکوراست. هرچند این حضور به صورت فیزیکی نیست اما تجربه ای که زندگی توی کالبد های روحانیش داره، روز به روز در حال واقعی تر شدنه. انرژی در حین مراقبه، در درون ما تبدیل به احساسات میشه، احساسات و تحریکات مغزی، تبدیل به هورمون و ماده میشن، هورمون ها تجربه ی ما از زندگی رو شکل میدن. در واقع هیچ چیز غیر منطقی و غیر این جهانی، در شهودی زندگی کردن وجود نداره. یامازو حالا تازه داره بعد از مدت ها احساس میکنه که گرسنگیش از زندگی در حال برطرف شدنه چون نه فقط قادره که از غذاهای فیزیکی مصرف کنه بلکه هر زمان که بخواد می تونه از انرژی سیال درون جهان برای پرورش و غنی تر کردن روحش بهره ببره. روحی که به مراتب سنگین تر و گرسنه تر از جسمه و اونه که عمیق ترین تجارب انسانی رو قادره تا بی نهایت برآورده و درک کنه. یامازو که انگار ناگهان چیزی رو به یاد میاره خطاب به ساکورا میگه: «کولونی مرکزی کجاست؟» ساکورا لباس صورتی رنگی پوشیده و موهاش حالت پریشون و به هم ریخته ای داره. بدون اینکه سرشو از روی سنگ های آمیتیستی که جلوی ریخته بلند کنه جواب میده: «کولونی مرکزی؟ کولونی...» بع...
برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب بذر کتان را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی