فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

بذر کتان

قسمت: 104

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات
چپتر ۱۰۴ یک قرار حماسی در کافی شاپ رمانتیک کازوهیکو و ین شی بعد از ثبت گزارش، به کافی شاپ رز مخمل میرن. این همون کافی شاپی هست که کازوهیکو چند وقت پیش و با ناتالیا به سراغش اومدن و به این نتیجه رسیدن که مکان خفنی برای قرارهای عاشقانه است. کازوهیکو فکرشو هم نمیکرد که به این زودی بهونه ای برای اومدن به این کافی شاپ پیدا کنه. ین شی نمیدونه که این کافی شاپ مخصوص چه جور قرارایی هست ولی کازوهیکو توی دلش حسابی عروسی گرفته و حتی یه جورایی امیال سادیستیش مهار شده. اون واقعا دوست داشت که بتونه کمی ین شی رو اذیت کنه اما حالا فکر میکنه که وقت گذروندن باهاش، یه جورایی لذت بخشه. کازوهیکو متوجه شده که ین شی انرژی روحیشو هدر نمیده و حتی یه جور انرژی ذهنی قدرتمند داره که روی اطرافیانش هم تاثیر میذاره. از اون انرژی هایی که کازوهیکو بهش علاقه داره و باعث فعال‌تر شدن چشم سومش میشه. کازوهیکو در حالی که برای خودش و ین شی نوشیدنی سفارش میده میگه: «اولین بار دوازده سالم بود که از اون خواب های عجیب و غریب دیدم. مادرم با شنیدنش تعجب نکرد چون اونا هم یه همچین آداب و فرهنگایی داشتن. یه جور فرهنگ پاگانی، میدونی که منظورم چیه؟» ین شی سری به نشونه ی تایید تکون میده. «پس از همون موقع شروع کردی و با انرژیت ور رفتی؟» کازوهیکو صندلی رو برای ین شی عقب میکشه. «راستش اغلب اوقات هیچ توجه خاصی بهش نداشتم، اما وقتی خیلی کسل و پوچ میشم، ناخودآگاه به سمت این کارا کشیده میشم، مراقبه میکنم تا چشم سومم تقویت شه، گاهی روشای مختلف یوگا رو امتحان میکنم. ولی خب در موردش واقعا جدی نیستم و پشتکار ندارم.» ین شی دستاشو زیر چونه اش قرار میده و با نگاهی ...
برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب بذر کتان را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی