فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

بذر کتان

قسمت: 114

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات
چپتر ۱۱۴ تو اینجا چه غلطی میکنی؟ بای جن با دیدن سنگین و بسته شدن پلک های شی شی فن شی از روی تخت بلند شد و به کنار پنجره ی اتاقش رفت تا نفسی تازه کنه. هنوز صبحه و خیابونا خلوت به نظر میرسن. بای جن چندان از نور اول صبح خوشش نمیاد اما با توجه به سنگین شدن هوای اتاق و حساسیتی که بای جن روی سالم و سرحال نگه داشتن کالبد فیزیکیش داره، استفاده از این هوای صبحگاهی ایده ی بدی نیست. اون با بی حوصلگی به منظره ی بیرون از خونه نگاه میکنه. آدم ها، روح سست و ضعیفی دارن و عمدتا هیچ هاله ی بخصوصی رو به نمایش نمیذارن. این نشونه ای از روح بی تفاوت و ضعیفشون هست که در چرخه ی روزمرگی گیر افتاده. موجوداتی که هیچ وقت به اینکه چی هستن و دارن چه نقشی رو توی این دنیا بازی میکنن فکر نمیکنن. اما بعضی ها هم هستن که حد کمی از انرژی رو به نمایش میذارن. برای بای جن، هاله ی موجودات زنده حتی از رنگ پوستشون هم آشکار تره و به خاطر طبع فضول و کنجکاوی که داره، نگاه کردن به این وجه از وجودشون یک جور سرگرمی به حساب میاد. در حین این کنجکاوی و فضولی، توده ای انرژی انسانی، توجه بای جن رو جلب میکنه و به علت آشنایی قبلی ای که با این شخص داره، چیزی در درونش به لرزش در میاد. پسر جوونی از انتهای خیابون و دوان دوان وارد حوزه‌ی دید بای جن میشه. اون کیمونوی خاکستری رنگی پوشیده و یک ساندویچ هم توی دست داره. موهاش کمی بلنده و از پشت سر بسته شده و بیشتر ویژگی های خودشو از فرهنگ کلاسیک چین به ارث برده. اگر بای جن کسی بود که صرفا به ظاهر فیزیکی آدما توجه میکرد، این ظاهر، براش تصویر یه فرد معمولی بود که نقش بخصوصی توی جامعه نداره و الان هم داره سریعتر میدوه تا به محل تحصیل یا کارش برسه. اما بای جن توده ای از انرژی برنامه ریزی شده و خوش بافت رو در اطراف این پسر مشاهده میکنه. یامازو خیلی وقته که منفور قلب سیاه بای جن شده. «اون اینجا چیکار میکنه؟» بای جن با عصبانیت به لبه‌ی پنجره مشت میزنه اما با به یاد آوردن اینکه در کالبد فیزیکیش حضور داره و این بدن، توانایی تحمل این فشار رو نداره و سر و صدای زیاد هم میتونه باعث از خواب پریدن شی شی بشه، خونسردی خودشو حفظ میکنه. وقتی که از پنجره ی اتاق فاصله میگیره، یامازو خیابون رو ترک کرده و از معرض دیدش خارج شده. بای جن به سمت سرویس بهداشتی خونه ی کوچیک شی شی فن شی میره. فکرای زیادی ذهنشو مشغول کرده. به هر صورت اون مرد پر مشغله ایه و بخش زیادی از روزمره اش با ذخایر زن های متعددش سپری میشه. در واقع این زن ها به نوعی حکم پیش قراول های ارتش شخصیش به حساب میان. همه ی اون ها بخش عمده ای از ثروت تاریخی بای جن رو دارن و از این طریق، برای خودشون تجارت و زیر مجموعه گیری میکنن. همینکه بای جن مجبورشون نمیکنه که نقش سنتی یک زن خونه دار رو بازی کنن و براش تولید مثل داشته باشن یا آشپزی کنن، باعث شده که حس استقلال و غرور زیادی داشته باشن و وفادارانه به ارباب خودشون خدمت کنن. البته عمدتا وفادارانه. یامازو بوی دردسر میده و دیدنش توی این بازه ی زمانی و توی این شهر، خاطرات بدی رو درون ذهن بای جن زنده میکنه. اون م...
برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب بذر کتان را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی