فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

بذر کتان

قسمت: 122

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات
چپتر ۱۲۲ مادر یامازو همزمان که یامازو توی محیط کارش مشغول مطالعه و مراقبه است، خونه ای که شب ها رو درونش میگذرونه و به عبارتی درونش بزرگ شده، پذیرای یکی از کارمندای رده بالای تمساح بزرگه. کیان کوئی همین چند دقیقه ی پیش و بنا به دستور مینسکی، خودشو به اینجا رسونده. اون یک سرباز کارکشته به حساب میاد که حالا چند ستاره ی جدید روی لباسش داره و سربازای زیادی زیر دستش کار میکنن. بر حسب اتفاق، اونم یه ظاهر کاملا انسانی به خودش گرفته در حالی که بیشتر رگ های درون بدنش به خزنده ها میرسه. اون همچنین تصویر کاملی از مرد خونواده رو به نمایش میذاره و همین که مادر یامازو از شوهر اول خودش جدا شد، تونست آشکارا به اینجا رفت و آمد داشته باشه و اهمیتی نده که مثلا روح پدر یامازو در موردش چه قضاوتی انجام میده. البته یامازو متوجه این موضوع نشده چون هیچ ارتباط روحی خاصی با مادرش نداره و عمدتا هم اوقات خودشو در بیرون از خونه سپری میکنه. مادرش هم همچین رویه ای داره و زن موندن توی خونه نیست. به علاوه اون به شکل هوشیارانه ای از قلمرو روحی خودش در مقابل دیگران بخصوص یامازو مراقبت میکنه تا سر از کارش در نیارن. مادر یامازو یا خانوم چی چیونگ، چهره ی یک زن خیلی خیلی معمولی رو داره. هر چند اون در دنیای فیزیکی، مادر بیولوژیکی یامازو به حساب میاد اما به لحاظ روحی، خیلی جوون تر از یامازو هست و ارتباط قلبی خاصی هم باهاش نداره. زندگی های قبلی این زن بسیار انگشت شمار هستن و عمدتا وقت خودشو صرف کارای بیهوده یا حمالی برای این و اون کرده. خیلی هم هوس و طمع داره که جزو عزیزکرده های سازمان دهن پرکنی مثل تمساح بزرگ یا هر چیز مشابهی بشه و هیچ میل قلبی درشت و خاص...
برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب بذر کتان را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی