بذر کتان
قسمت: 130
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر ۱۳۰
چشم های شیشهای غمگین
آناتسو هیروکیچی یکی از منزوی ترین شهروندای تمدن شاخدار هاست و خیلی کم پیش میاد که فردی از نژاد های دیگه رو ملاقات کنه. هر چند شناختش از بوریس هم خیلی اندکه و یادش نمیاد که اونو قبلا کجا دیده. ولی به طور کلی میشه گفت که آناتسو اونقدرا هم ذهن قدرتمندی نداره و به شدت فراموشکاره.
وقتی نگاه نگران و شرمنده ی هوان جو آ رو میبینه، لبخندی میزنه و سعی میکنه حس صمیمیت رو به اشتراک بذاره. ولی از اونجایی که در حرف زدن مهارت خاصی نداره، به گروهی از پروانه های سفید اشاره میکنه و اونا رو بالای سر هوان جو آ میفرسته.
بوریس خطاب به آناتسو میگه: «اون از مردم زمینه.»
آناتسو که هنوز در مورد هاله ی هوان جو آ کنجکاوه میگه: «مطمئنی؟ برای اینکه صرفا یه انسان زمینی باشه زیادی عجیب و غریبه.»
بوریس از این حرف نگران میشه و این امکانو میده که هوان جو آ رو ناراحت کرده باشه اما حقیقت اینه که آناتسو منظور بدی نداشته و اتفاقا مایل به ایجاد رفاقت هست. اون فرد تنهاییه که تمام روز خودشو درون یک گلخونه میگذرونه و به دلیل نداشتن قدرتهای رزمی، توسط هم نژادای خودش نادیده گرفته میشه. قدرت مبارزه و زور بازو، برای این موجودات از اهمیت زیادی برخورداره.
اما هوان جو آ اصلا هم ناراحت نمیشه. اون از اینکه قادره اسرارآمیز جلوه کنه خوشحاله. به سمت آناتسو میره و خودشو معرفی میکنه و از پتانسیل های گلخونه تعریف میکنه.
آناتسو با لحنی که باید ذوق زده باشه اما بیشتر شبیه لحن یه آدم خسته و خواب آلوده میگه: «پس تو یه درمانگری، میدونستی اغلب روحایی مثل تو از همون نژادایی هستن که الان توی تابش فیروزه فعالیت میکنن؟»
هوان جو آ جواب میده: «این احتمال وجود داره ولی دونستنش ...
برای خواندن نسخهی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید.
درحال حاضر میتوانید کتاب بذر کتان را بهصورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید.
بعد از یکماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال میشود.
کتابهای تصادفی

