فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

بذر کتان

قسمت: 132

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات
چپتر ۱۳۲ وقتی هیچکس به اندازه‌ی کافی شرور نیست اتمسفر ساختمون اجتماعات شیاطین از ویژگی های خاص و جالبی برخورداره. به طور مثال مهمان های ویژه میتونن لژ های مخصوص خودشون رو داشته باشن اما حتی سالن اجتماعات اصلی هم به کمک ستون های مستطیلی هولوگرافی تفکیک شده. این ستون ها هر کدوم قادرن که یک نفر رو در بر بگیرن و از آسیب دیدنش توسط مهمان های دیگه خودداری کنن. با این وجود، این سیستم امنیتی لزوما بهترین سیستم نیست و تجربه ی دزدی و آسیب و قتل در مهمونی‌های شیاطین زیاده. اما حتی این اتفاقات هم باعث نمیشه تا از هجوم خیل زیاد مهمون ها که از نژاد ها و قبیله‌های مختلف هستن جلوگیری بشه. بسیاری از اونها در مسیر تحول و تکامل و بعضا عقبگرد های تکاملی خودشون به حدی تغییر کردن که دیگه هیچ شباهتی به هیچ کدوم از نژاد های شناخته شده ندارن و عملا تبدیل به موجودات منحصر به فردی شدن. در یکی از اتاق های انفرادی که برای گریم و تعویض لباس یا قرار های شیطنت آمیز در نظر گرفته شده، موجودی مذکر و عجیب و غریب در حال نگاه کردن به خودش در آینه است. اون به وضوح، هاله های متراکمی از احساسات جنون آمیز رو به نمایش میذاره و به خاطر خودزنی، حالا میشه آبشارهایی از خون رو دید که به آرومی روی صورت و پیشونیش به جریان افتادن. با این حال اون میخنده و با صدایی موذیانه و خزنده مانند میگه: «دشی چرا از نوار بهداشتی استفاده میکنی؟ مگه تو دختری؟» دشی بلافاصله حالت چهره ی خودشو تغییر میده و در جواب سوال خودش، با صدای مظلوم و آسیب دیده‌ای میگه: «آخه نوار بهداشتی از قدرت جذب خوبی برخورداره.» و با این حرف، با صدایی دو رگه که ظاهرا ترکیبی از صدای هر دو شخصیت خودش هست شروع به خندیدن میکنه. اون گوش های کشیده ای داره که در ابتدا به شکل دو شاخ کوچک بنفش دیده میشن اما در واقع تصویری از فرآیند تغییر خودش از یک انسان معمولی به موجودی جهش یافته هستن. اون همچنین دست های پوست انداخته و بنفشی داره که از قدرت خوبی برای آسیب زدن برخودارن و در جریان مبارزات، به یک اسلحه ی فعال و تاثیرگذار تبدیل میشن. دشی نگاهی به مردمک کشیده ی چشم های کهرباییش میندازه و تصویر ین شی رو به یاد میاره. «امشب میخوای به اینجا بیای؟ پس تو میای! دشی به تو کمک میکنه.» با این وجود، چیزی در درونش میلرزه و اونو به وحشت میندازه. اون میدونه که ین شی قدرت متوسطی داره و اگر در جریان خیانت به گروه خودش گیر بیوفته، ین شی نمی تونه ازش در مقابل آسیب‌...
برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب بذر کتان را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی