بذر کتان
قسمت: 133
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر ۱۳۳
در روزهای دشوار، آدم یادش میاد که چقدر بعضی ها براش بی ارزشن
جمعی از افسرای سازمان کیان یانگوآ به آهستگی و توی هوای مه گرفته ای مشغول حرکت به سمت یک انبار یا دخمه هستن. هرچند اغلبشون هیچ حساسیت خاصی نسبت به انرژی های سیال ندارن اما می تونن احساس کنن که یک حس ناامن درون اتمسفر وجود داره. جلوتر از همه، زنی با شلوار جین مشکی و پیراهن خاکستری مردونه و موهای بلند مشکی موج داری که به صورت دم اسبی بسته شده در حال حرکته و دیگران به صورت ناخواسته در حال تبعیت از اون هستن.
در حالی که همه اسلحه های گرم خودشون رو به سمت تاریکی و مه نشونه رفتن، اون زن فقط یه خنجر ساده ی بدون دسته که نوک تیزی داره رو به دست گرفته. یه خنجر فولادی که احتمالا برای جلوگیری از سنگین تر شدنش یا راحت تر پنهان کردنش توی آستین و لباس، بدون دسته است. ین شی نگاه خصمانه ای داره و می تونه صدای یک موسیقی گمراه کننده رو از توی انبار بشنوه.
تاتسوکی هر چند سعی میکنه تا مرید خوبی برای ین شی باشه اما نمی تونه افکار قضاوت گرانه ی خودشو دور بندازه. اون عقیده داره که ین شی دردسره و از وقتی که اون به سازمان کیان یانگوآ اومده تعداد همچین ماموریت های ترسناکی هم بیشتر شدن و جادوگر ها و موجودات زیر زمینی زیادی به خودشون جرات میدن که حتی برای انتقام جویی و گرو کشی هم که شده برای این سازمان دردسر درست کنن. این انبار هم صرفا یکی از صد ها مرکز مهمات کیان یانگوآ روی سطح سیاره ی زمین هست که از ظهر، آلارم خطرش روشن شده.
ین شی در حالی که گروه رو به محاصره ی انبار دعوت میکنه میگه: «مراقب باشید حتی اگر احساس کردید که ساختمون خالیه.»
تاتسوکی فاصله ی خودشو با ین شی رو کم نمیکنه و وانمود میکنه که قصد داره ازش حمایت کنه اما در حقیقت اون ترسیده و صرفا می خواد که از جونش محافظت کنه. البته نگه داری از لباسای گرون قیمت و پوست زیباش هم مزید بر علته. ین شی وقتی همچین حسی رو از تاتسوکی ...
برای خواندن نسخهی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید.
درحال حاضر میتوانید کتاب بذر کتان را بهصورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید.
بعد از یکماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال میشود.
کتابهای تصادفی

