فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

بذر کتان

قسمت: 141

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

چپتر ۱۴۱

پورتال‌های یک طرفه

ین شی در حالی که با تعجب به مانیتور بزرگ پیش روی خودش نگاه میکنه، خطاب به کازوهیکو و واتاسه میگه: «این یه پورتال سریعه، حتی میتونه موجودات ضعیفو هم سریعا به جای خیلی دوری بفرسته.»

واتاسه با اشاره به اطلاعات درج شده در کنار مانیتور میگه: «مقصدش هم مغربه، ما جای خطرناکی اومدیم.»

کازوهیکو از این موضوع ترسی نداشت، به هر صورت اونا هنوزم مامورای کیان یانگوآ به حساب میان و تجهیزات قدرتمندی رو با خودشون دارن و صد البته با کالبد های اصلی خودشون به همچین جایی نیومدن. یه اشاره کافیه تا باعث بشه که صدها مامور دیگه وارد همچین جایی بشن. با اینحال اون کمی خوش خیالانه راجب این موضوع فکر میکنه و در مورد قدرت های جادویی و تاثیری که روی سلامت و بقای موجوداتی مثل اون میذارن آگاه نیست.

ین شی که از شنیدن اسم مغرب به وجد اومده و دوست داره که سر از کار این گروه در بیاره، دست خودشو سمت مانیتور دراز میکنه و میگه: «شاید بهتر باشه یه نگاهی بهش بندازیم نه؟»

واتاسه هم بی تمایل نیست اما صدایی که از پشت سرشون به گوش میرسه اونا رو متوقف میکنه. «نه بهش دست نزن.»

این لان بائو شی هست که توی کالبد شبح اوپال خودش مجسم شده. اون چند دقیقه ای هست که این سه نفر رو پیدا کرده ولی قصد نداشت که خودش نشون بده و مثل اونها صرفا برای جاسوسی به این مکان اومده بود. اما در نهایت وقتی تصمیم بی پروایانه ی ین شی رو دید تصمیم گرفت که قول و قرار ها رو کنار بذاره و صرفا از امنیت ین شی مراقبت کنه.

کازوهیکو و واتاسه البته از دیدن لان بائو شی به خودی خود تعجب ن...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب بذر کتان را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی