فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

بذر کتان

قسمت: 143

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

چپتر ۱۴۳

اودیسه و الویس

روی انگشت اشاره ی بی شانگ، یه رینگ نقره ای هست که اطرافش تیغه های تیزی داره. بالاتر از این رینگ، یه انگشتر مروارید هست که چندان هم ظرافت انگشتر های زنونه رو نداره. بی شانگ این انگشتر ها رو برای قشنگی نپوشیده بلکه اونها نوعی ابزار شکنجه هستن. همینکه اونها رو به بدن کسی نزدیک کنه کافیه تا یه شوک و برق گرفتگی شدید ایجاد بشه.

این ولتاژ شدید برای وادار کردن موجودات دست ساخته‌اش به انجام هر کاری کافیه. بی شانگ، دانشمند سازمان کیان یانگوآ هست که اتفاقا در خوده سازمان کیان یانگوآ تا حد زیادی منزویه. بیشتر دوستان اون در خارج از این سازمان هستن و امروز از جمله مهمون های خاص هه کوئی بود. اونم از جمله افرادیه که با نزدیک شدن به صبح، به عنوان اولین افرادی که قصد خاصی دارن وارد منطقه ی محصور مغرب شد.

اون چهره ی خودشو به مردی لاغر اندام تر با موهای بلند آبی یخی و چشمای وحشی تغییر میده، در حالی که چهره ی اصلیش، فرد بسیار خنثی و آرومی رو به نمایش میذاره و موهاش هم همیشه کوتاهه. ولی میشه گفت این چهره ی جدیدی که برای خودش انتخاب کرده، خیلی بیشتر به ذات واقعیش شباهت داره.

دانشمندا هیچ اهمیتی به حفظ اصالت نمیدن چون کارآمدی دست ساخته ها رو میبینن و درک میکنن. اونها همه چیز رو مطالعه و دستکاری میکنن. اخلاقیات، در دنیای اونها خیلی بیشتر از افرادی که منفعل تر زندگی میکنن اهمیت داره. یه دانشمند شرور، به مراتب خیلی بیشتر از فردی بی اطلاع قادره خرابی به بار بیاره. بی شانگ از اون دسته دانشمندایی هست که سر سوزنی برای اخلاقیات ارزش قائل نیست.

بی شانگ با رضایت و تحسین، به تعدادی از هیبرید‌هایی که طی ماه های اخیر ساخته و ارتقا داده نگاه میکنه. اغلبشون اعتماد به نفس زیادی دارن و روحیه ی رقابت طلبی باعث شده تا خیلی سریع تر هم پیشرفت کنن. البته بعضی از اونها ترسو تر هستن و انگیزه ی کمتری دارن و این زمانه که بی شانگ از خشونت استفاده میکنه. اون در حالی که انگشتر های خودش رو به بدن دختر نوجوانی نزدیک میکنه، با حالتی سادیستی لبخند میزنه.

اون دختر از جمله هیبرید هایی هست که ذات انسانیش با طبیعت یک خون آشام ترکیب شده. البته ویژگی این خون آشام ها تا حدی متفاوت با خون آشام هایی هست که درون داستان های فانتزی ازشون صحبت میشه و ابتکار عمل بی شانگ رو میشه درون ژنشون دید.

دختر نوجوون، میترسه و کاردی که در اختیارش قرار گرفته رو برمیداره و روی بازوش میذاره. اون درد بریدن پوست خودشو به درد شوک های انگشتر الکترومغناطیسی بی شانگ ترجیح میده. اما همه چیز فقط این درد نیست. چیزی که این دختر ازش بیزاره اینه که هر بار که سعی میکنه خودشو ارتقا بده، بیشتر از ذات انسانی خودش دور میشه.

اون لیوانی رو زیر آرنجش میگیره و خونی که در حال ریختن هست رو جمع آوری میکنه. ترمیم پوست آسیب دیده ی دست، کار سختی نیست. بی شانگ که اراده ی خودشو عملی کرده از دختر نوجوون فاصله میگیره.

اودیسه به بقیه ی افراد اردوگاه که در فواصل مختلف مشغول وقت گذرونی هستن نگاه میکنه. چیزی که اون نمیفهمه اینه که چرا بی شانگ، قدرت خون آشامی رو صرفا به اون و دو سه نفر دیگه داده؟ چیز دیگه ای که اون ازش بدش میاد اینه که این ژن خون آشامی، قدرت سیاه زیادی داره و روح امثال اونو میتونه خیلی سریعتر از بقیه فاسد کنه.

اودیسه با ناراحتی به عده ای که ظاهر جالب و لباسای مدرنی دارن و مشغول خودنمایی با قدرت های خودشون هستن نگاه میکنه. اونها جزو اولین دست ساخته های بی شانگ به حساب میان که الان از قدرت پرواز سریع، ایجاد موج های قوی انرژی و سرعت عمل زیادی برخوردارن. مانور حمله شون هم مثال زدنیه. این در حالیه که قدرتای خودش هنوز خیلی کند هست و در رقابت با این افراد، حرف خاصی برای گفتن نداره. بر خلاف اودیسه، اتفاقا بقیه به نظر میرسه که خیلی از وضعیت خودشون شاد و راضی هستن. قدرتای جدید باعث شده تا عملا از مردم معمولی جامعه یه سر و گردن بالاتر و قدرتمند تر باشن و بتونن به هر کسی که بهشون چپ نگاه میکنه زور بگن. ولی این چیزی نیست که اودیسه بهش علاقه داشته باشه.

اون لیوان ...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب بذر کتان را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی