بذر کتان
قسمت: 168
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر ۱۶۸
روزمره ی یک موجود سطح ۱۰
در واقع یامازو از اینکه فرار کنه و وارد جریان مبارزه نشه ترسی نداره و احساس حقارت نمیکنه چون مبارزه در نظرش لزوما ارزش خاصی نداره و این بسته به شرایط داره که بتونه در مبارزه، چیز با ارزش و تحسین برانگیزی رو پیدا کنه. اما چیزی که کارشو در مقابل سین لینگ دشوار کرده اینه که این کافی شاپ اصلا راه فراری نداره.
یامازو میبینه که بقیه اصلا واکنشی نسبت به حضور وحشیانه و سنگین سین لینگ نشون نمیدن، انگار اون اطراف خودش یه جدار درست کرده و فقط یامازو قادر به دیدنش هست. یامازو میبینه که ما سان چطور هنوز داره برای یان تیان در مورد فلسفه ی دنیای مواد مخدر و شگفتی هاش صحبت میکنه.
سین لینگ تغییر چهره داده و ظاهر یک زن با کیمونوی سیاه و خاکستری گل گلی رو تداعی میکنه اما چیزی که نمی تونه پنهانش کنه، چشم های تاریک و عمیقش هست که درست مثل دو گرداب عمل میکنن.
یامازو با ناامیدی دست به شمشیرش میبره و تصمیم میگیره که واکنش نشون بده، ولی حتی قبل از اینکه شمشیر رو از غلافش بیرون بکشه، تمام چیزهایی که از یک کتاب در مورد تاریخ متافیزیک یاد گرفته رو توی تیغه ی شمشیر تزریق میکنه. از هر محتوا فقط یکبار میشه استفاده کرد و بعد از اون، کلمات مربوط به اون کتاب، از حافظه ی خودآگاه حذف میشن، برای همینه که نوع مبارزه ی یامازو و امثالش به میزان مطالعه ی مداومشون وابسته است، اگر مطالعه نداشته باشن، نمی تونن قدرت خودشون رو بازتولید کنن.
وقتی یامازو شمشیر خودشو بیرون میاره، همزمان یک هاله ی حفاظتی هم ظاهر میشه که رنگ نقره ای مایل ب...
کتابهای تصادفی
