فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

بذر کتان

قسمت: 174

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

چپتر ۱۷۴

دیگه نمی‌ذارم تکرارش کنید

نور زیاد چراغ های رنگی کارناوال شبانه، با صدای شمشیر و فریادای عجیبی که از دهن مبارزا در میاد ترکیب شده و سطح زمین، یک هرج و مرج تمام عیار رو به نمایش میذاره. کیمونوی صورتی ساکورا، تقریبا به رنگ سرخ دراومده و با افرادی از سازمان سین لینگ درگیره.

طی چند ساعت اخیر، درگیری و خرابکاری ها به اوج خودش رسیده و هه کوئی احساس میکنه که کنترل منطقه از دستش به کلی خارج شده که البته حسش درسته. اون انتظارشو نداشت که همچین دخالت گسترده ای صورت بگیره.

این درسته که سازمانای زیادی دوست دارن که توی همچین موقعیتی دخالت کنن و منفعتی به دست بیارن ولی هه کوئی دیگه انتظار این همه داوطلب و آدم بیکار رو نداشت. در واقع بهتره بگیم افرادی که انرژی خوبی برای مبارزه با همچین موجوداتی دارن.

سیاره ی زمین، سیاره ی منفعل و کسل کننده ایه و هه کوئی هم بر همین اساس، نقشه ی خودشو توی این منطقه طرح ریزی کرد. اون بیشتر از همه از سازمان تابش فیروزه و افرادی که باهاشون اندیشه ی مشترک دارن ناراضیه. به نحوی اونا رو مقصر تحر*یک شدن سازمانایی مثل کیان یانگوآ برای حضور در منطقه میدونه.

ولی این دو موضوع، زیاد ربطی به همدیگه ندارن. افراد سازمان کیان یانگوآ صرفا به دستور رهبران خودشون حضور پیدا کردن و تغییر، پیش از این در ذهن رهبرا صورت گرفته.

لرزشی که منطقه رو فرامیگیره، همه منجمله ساکورا رو از دنیای مبارزات شخصی بیرون میکشه. به نوعی غریزه ی افراد حاضر، این موضوعو حس میکنه که چیزی داره از سطوح بالاتر، بقای تک تکشون رو تحت تاثیر قرار میده. اونها به طور ناخودآگاه، به آسمون خیره میشن؛ چون میشه حس کرد که لرزش بزرگ تری، توی پهنه ی مبهم و ابری، در حال رخ دادنه.

بوی آهن زنگ زده و چیزای کهنه به مشام میرسه و هاله ای برنزی، مثل دود سمی از میون ابرها به پایین میخزه. تنها کاری که ساکورا ازش بر میاد اینه که قبل از لمس شدن به دست این انرژی برنزی سنگین، هاله ی محافظی که متشکل از کلمات متراکمی با جوهر سفید هستو از خودش متصاعد کنه.

لحظه ای بعد، اون صاحب این انرژی برنزی فاسدو میبینه که مثل یه نقطه ی بسیار ریز، از بین ابرها بیرون میاد. چرخ دنده های بزرگی که در اطراف ژنیا مشغول چرخیدن هستن، به وضوح با قطرات خون، قرمز شدن و چرخش پر سر و صدا و عجیبشون، برای همه، تهدید کننده به نظر میرسه. با اینکه چرخ دنده، اصولا یک وسیله ی مبارزه نیست، اما توی دنیاهای فرافیزیکی، این مسائل، فاقد محدودیت هستن.

ساکورا با د...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب بذر کتان را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی