فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

بذر کتان

قسمت: 178

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

چپتر ۱۷۸

پروانه ی آبی

وقتی که یامازو بعد مدت قابل توجهی به طور کامل به کالبد فیزیکی خودش برگشت، برخلاف انتظار، خودشو وسط میدون شلوغ شهر دید. کالبد فیزیکیش در تمام این مدت مشغول زندگی بود، با این وجود، بخش زیادی از قدرت ذهنش صرف دنبال کردن اتفاقات و خطوط متفاوتی میشد. میشه گفت که بدن فیزیکیش با آگاهی کمی زندگی کرد و صرفا اعمال روزمره و برنامه ریزی شده رو مثل یک کلون ضعیف به انجام رسوند.

میون جمعیت، پسر جوانی با کیمونوی مشکی و موهای بلندی که از پشت بسته شده، با تعجب مشغول نگاه کردن به آسمونه و احساس میکنه که ناگهان، مقدار زیادی اطلاعات و انرژی به سمتش سرازیر شده.

اون خودشو از جمعیت دور میکنه و در گوشه ای که نزدیک به منطقه ی مسکونیه روی زمین میشینه و به دیوار تکیه میده. یامازو در عین احساس خستگی روحی، آرامش و شادی بخصوصی رو درون خودش احساس میکنه. اون میتونه هنوز بخش زیادی از انرژی روحش رو ببینه که بیرون از بدنش معلقه. ظاهرا حجم انرژی اینقدر زیاد هست که نمی تونه یکباره به بدنش برگرده. یامازو به تصویر روحی خودش نگاه میکنه. اون مرد جوان حدودا ۲۰ تا ۲۵ سال به نظر میرسه و بدنش از یامازو حجیم تر هست. همچنین یامازو میتونه شمشیر جدید و کیمونوی آبی رنگی رو ببینه که شعله هایی به رنگ نقره ای رو به نمایش میذاره. روح یامازو، تصویر واقعی احساساتی هست که مشغول تجربه شه. یه پروانه ی آبی کوچیک، به سمت یامازوی فیزیکی میره و اطراف پاهاش چرخ میزنه.

قضاوت هایی که در جلسه صورت میگیره، از گوش یامازو دور نمی...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب بذر کتان را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی