بذر کتان
قسمت: 194
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر 194
یامازو فاصله ی زیادی با محل اقامت فیزیکی ساکورا نداره اما تصمیم گرفت که کمی استراحت کنه و با وضعیت بهتری من جمله بعد از حموم کردن، به سراغ ساکورا بره. ولی وقتی به خودش میاد میبینه که توی کتابخونه خوابش برده.
یامازو میبینه که از کالبدش بیرون میاد و در حالی که تسلط و آگاهی کاملی به محیط اطرافش داره، سعی میکنه تا جسمش رو بیدار کنه، اما ظاهرا جسمش خسته تر از این حرفاست که به خواسته اش اهمیتی بده.
در ادامه، نگاهی به اطرافش میندازه و سعی میکنه تا تفاوت این سطح رو درک کنه. «حس میکنم اینجا بعد چهارمه.»
یامازو صرفا از این بابت میگه که فرق زیادی بین ویژگی های این سطح با سطح قبلی خودش نمیبینه. لحظه ای بعد، اون چشمش به مرد درشت هیکلی میخوره که انتظار دیدنشو نداشت. «تای چین؟»
تای چین که بیشتر عمرش رو به عنوان یه چهره ی جدی و خشن گذرونده، بعد از ملاقات ارباب واقعیش، انگار که از نو متولد شده و وابستگی خودشو داره با نوعی لبخند که چهره ی خشن و مردونه اش رو احمقانه جلوه میده ابراز میکنه. «رئیس همه چی امنه، فقط اومدم که ببینمتون.»
یامازو که نمیدونه با این دردسر جدید چیکار کنه، صرفا سعی میکنه تا آرامش خودشو حفظ کنه. هر چی نباشه تای چین قدرت خوبی داره و می تونه به نحوی کمک دستش باشه.
هنوز یامازو برای حرکت بعدی خودش تصمیم نگرفته که تای چین دسته از ورق تاروت رو جلوی اون پرت میکنه و میگه: «بیاید دوباره باهاشون کار کنیم.»
یامازو به کارت ها نگاهی میندازه و نمی تونه انکار کنه که چقدر مجذوبشون شده. بخصوص که تصویرگری این سری از کارت ها فرق داره و یه حالت مرموز و اسراری تر رو به نمایش میذاره. «نباید بهشون وابسته شیم تای چین، اونا مفهوم تاریکی دارن.»
چهره ی تای چین تغییر میکنه و ...
کتابهای تصادفی

