بذر کتان
قسمت: 206
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر 206
توجه کازوهیکو به مرد جوانی جلب میشه که ظاهرا قصد دور موندن از مبارزه و فرار کردن داره. با این وجود، به خاطر چند توپ انرژی که به سمت کازوهیکو پرت کرده، مورد نفرت مامور جوان کیان یانگوآ قرار گرفته.
کازوهیکو در حالی که هنوز تحت تاثیر لبخندای تحقیر آمیز مهاجم هست، به سمتش خم میشه و فشاری رو به وسیله ای که زیر پاش قرار گرفته و کمک میکنه تا توی هوا معلق بمونه میاره. این باعث میشه تا شتابش بیشتره بشه و بتونه فرد مد نظرش رو تعقیب کنه.
فرد مهاجم که حواسش به سمت دیگه ای از آسمون پرته، کمی دیر متوجه میشه که داره توسط کازوهیکو مورد حمله قرار میگیره. وقتی متوجه میشه، لبخند شریرانه ی روی صورتش، به سرعت تبدیل به ترس و تعجب میشه. کازوهیکو به محض گرفتنش، وسیله ی تعلیق خودشو خاموش میکنه و همه ی وزنشو روی بدن مهاجم میندازه تا از این طریق، باعث سقوطش بشه.
بوی بدی از بدن فرد مهاجم، حتی در حالی که مشغول سقوط هستن به مشام کازوهیکو میرسه و باعث میشه که حس انزجارش بیشتر بشه. اونا ابتدا به یه درخت برخورد میکنن که البته کازوهیکو فرد مهاجم رو سپر خودش قرار میده.
زره طلایی مهاجم فرقه ی آب و آتش، اونقدری قدرتمند هست که جلوی تخریب بدنشو بگیره اما فشار ضربه ها چیز کمی نیست و اون مقداری احساس کوفتگی میکنه. بخصوص که جمجمه اش هم ضربه ی سنگینی خورده. اون فقط فرصت میکنه تا سر تا پای کازوهیکو که حالا بالای سرش ایستاده رو از نظر بگذرونه. در نظرش، اون اقتداری داره که پشت ظاهر جوونش پنهان شده و حالا این اقتدار، داره خودنمایی میکنه.
«تو باعث سقوط هر دو تامون شدی تا توی این جنگل بیوفتیم، این می تونست به خودتم آسیب بزنه.» مبارز آب و آتش، این حرفو با حالت دستپاچه ای میگه.
کازوهیکو کلتی رو بیرون میاره و به سمت مردی که زره طلایی پوشیده میگیره. «نمی دونم چه چیز تعجب آوری وجود داره، شاید روش مبارزه ی فرقه ی شما فرق میکنه.»
کازوهیکو صدای واتاسه رو توی گوشش میشنوه...
کتابهای تصادفی



