بذر کتان
قسمت: 209
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر ۲۰۹
تعقیب در اقیانوس
در حالی که مامورای کیان یانگوآ با کلکسیونی از ین شی های تقلبی، جلوی در ورودی عمارت تاتسوکی جمع شدن، در گوشه ی دیگه ای از جنگل، هوان جو آ مشغول رسیدگی به زخم روی دست و صورت لان بائو شیه.
بوریس هم حضور داره، دوست*پسر خزنده مانند و نقره ای هوان جوآ که خیلی وقت نیست با هم آشنا شدن. هر چی نباشه، بوریس هم با لان بائو شی کار میکنه و توی اتفاقات مغرب هم، مزیت های زیادی رو به نفع سازمانش جمع آوری کرد.
بوریس در حالی که بین خرت و پرتای باقی مونده از فرقه ی آب و آتش میگرده، حرف های پراکنده ای میزنه که خطاب به لان بائو شیه، اما لان بائو شی، حواسش پرت یه جای دیگه است.
«رئیس اگه خوده داسکین هم کلون بوده باشه چی؟ نمی خواید برید چک کنید که ین شی مبادا یکی از اون کلون های تقلبی باشه و شناخته نشده باشه؟ به هر صورت همه شون به یه اندازه اصرار دارن که ین شی هستن.»
لان بائو شی به سمتی خیره شده که بعد از چند کیلومتر به دریا میرسه. صورتش پر از اخمه و زخمی که برداشته، اونو خشن تر هم نشون میده. اما در عین حال، نوعی خردمندی و صبر هم درونش دیده میشه.
در حالی که ایوان با بسته ای که احتمالا بخش دیگهای از غنایم فرقه است به بوریس نزدیک میشه، نگاه بیخیالی به هوان جو آ میندازه: «میگن حتی کلونایی از یامازو و ساکورا هم اونجا بودن، من که میگم همهی اینا زیر سر یامازو هست.»
هوان جو آ عصبی میشه و جواب میده: «منظورت از این حرف چیه؟ قاضی منصفی به نظر نمیرسی.»
بوریس دفترچه ای رو توی صورت ایوان میکوبه و میگه: «وقتی خفه میشی خیلی کاریزماتیک تر به نظر میرسی، کسی که نمی تونه بعد از چند سال دلالی، فرق بین سنگ صنعتی و معدنی رو تشخیص بده راجب کلونا حرف میزنه؟»
قبل از اینکه ایوان واکنشی نشون بده، که البته قصد نشون دادن واکنش خاصی هم نداشت، لان بائو شی بلند میشه و بی توجه به جمع سه نفره ای که پشت سرش هست، به سمت ساحلی ...
کتابهای تصادفی


