بذر کتان
قسمت: 215
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر 215
معاشرت با دو جی
قلمرو دو جی به عنوان یک موجود فراری از جامعیت، اونقدرا هم جای تاریکی نیست. اون، جایی زیر زمین زندگی میکنه، ولی نمیشه موقعیت مکانیش رو تشخیص داد. فقط افرادی میتونن وارد قلمرواش بشن که از خوده دو جی، دعوت نامه دریافت کرده باشن. خوده دو جی تعیین میکنه که پورتال، کی باز بشه و کی، مهمونش رو به بیرون از قلمرو بفرسته.
برای همین، اون خود به خود تبدیل به موجودی انزوا طلب و مرموز شده.
با این وجود، بچه هایی که تحت سرپرستی خودش داره، توی این قلمرو از آزادی و سرگرمی های زیادی برخوردارن. اونا میتونن از یک کتابخونه ی بزرگ استفاده کنن، استخر دارن، اتاقای شخصی خودشونو دارن که با وسایل سرگرم کننده مثل اسباب بازی ها، لوازم آرایش و لباسای مختلف پر شده و همچنین آشپزخونه ی بزرگی دارن که هیچ وقت از مواد غذایی، خالی نمیشه.
دو جی این وضعیت رو ایجاد کرده چون قدرتشو داره. این نتیجه ی استفاده از یک ثروت کارمیکه که با صبر و تلاش خودش و در نتیجه ی تحمل ناملایمات زیادی به دست اومده، اما دیگه حالا وقت تحمل کردن نیست؛ وقتی شروع کنی به خودخواهانه زندگی کردن، موجوداتی که دوستت ندارن یا بهت اهمیتی نمیدن، از آشغال هم بی ارزش تر میشن و تو می تونی به شکل بی حد و مرزی ازشون بهره کشی کنی و مثل انگل، هر چیزیو که قدرتشو داری ازشون بگیری.
دو جی این کارو میکنه چون قدرتشو داره. شاید اون به ظاهر شبیه خیلی از موجودات دیگه باشه یا قدرت بدنی خاصی نداشته باشه، اما ذهن زیرک و هوشیاری داره که در نتیجه ی هزاران سال مبارزه و کسب تجربه، به همچین مرحله ای رسیده و خیلی فرق داره با موجوداتی که صرفا چند قرنه وارد این عرصه شدن.
دو جی، در حالی که لباس بلند مخمل سبزی پوشیده و به شاخ های سرخش، روغن خوش انرژی ای زده، آروم آروم از یک راهرو که با پرده های بلندی احاطه شده بیرون میاد و به پسر جوانی نزدیک میشه که کیمونوی بلند آبی روشن پوشیده. اون شباهت کاملی با یامازو داره. موهاش تقریبا مواج هستن و پشت سرش بسته شدن. بخشی از این موها هم دور صورتش ریخته و کمی حالت چشم هاشو پنهان کرده. اون انگار داره به چیزی فکر میکنه و دو جی هم متوجه این موضوع هست.
بویی که از بدن دو جی منتشر میش...
کتابهای تصادفی

