بذر کتان
قسمت: 218
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر 218
زنی که به جای دیان زو، توی کتابخونه حضور داره و از دارایی هاش مراقبت میکنه، به هیچ عنوان بدون یک برنامه ی قبلی به این جایگاه نرسیده. ظاهر اون ساده است و حتی تا حد زیادی، مظلوم و رنج کشیده به نظر میرسه. اما کی میدونه که پشت این چهره، چجور زنی پنهان شده؟
اون موهای خودشو صاف میکنه و لبخند ملیحی روی چهره اش داره. بدنش تو پر و زنونه است اما به نظر نمیاد که وزن زیادی داشته باشه. در حالی که نواقص احتمالی چهره اش رو توی آینه بررسی میکنه، در حال فکر کردن به یامازو هست.
اون با خودش فکر میکنه که آیا طی روز های حضور یامازو در کتابخونه، آیا تونسته ذره ای اونو تحت تاثیر قرار بده یا نه؟ زن، لی یانگ نام داره و خیلی وقت نیست که وارد این قلمرو شده. اون دوست داره که بتونه با آدم های بیشتری ارتباط بگیره اما به طرز عجیبی، توجهش به یامازو جلب شده.
مگه چند نفر پیدا میشن که در عین حضور توی کالبد فیزیکی، نسبت به حیات غیر فیزیکی خودشون آگاهی خوبی داشته باشن و تصمیمات آگاهانه ای بگیرن؟ حتی اگر صحبت فریب دادن هم باشه، لی یانگ از فریب دادن فردی مثل یامازو، بیشتر لذت میبره تا اینکه بخواد با آدم های معمولی که هاله های کسل کننده ای دارن دست و پنجه نرم کنه. آدم های معمولی؛ این چیزیه که لی یانگ برای اشاره به آدمهایی به کار میبره که دغدغه ی روزمره ی خاصی ندارن.
اون توی همین فکراست که سر و صدایی رو از بیرون میشنوه. در رو باز میکنه و چند لحظه پلک میزنه تا بتونه چشمشو به تاریکی، عادت بده. گرچه برای اون سخت نیست تا حضور یک موجود غیر فیزیکی رو ادراک کنه.
اون بلافاصله در اتاقو میبنده و در گوشه ای دراز میکشه تا بتونه روح خودشو از درون کالبدش بیرون بکشه. روحش هم ظاهری کامل مشابها با چهره ی فیزیکیش داره، با این تفاوت که شاید بشه گفت سرحال تر و کمی زیباتره یا شایدم قدش بلند تره.
حالا لی یانگ میتونه...
کتابهای تصادفی



