بذر کتان
قسمت: 219
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر 219
ای چی چو و کتابخونه ی خصوصی
پیدا کردن کتابخونه ای درست زیر اقیانوس اطلس، به خودی خود برای ای چی چو شگفت انگیزه. اون تازه متوجه شده که فراتر از آشپزبودن و علاقه ی افراطی به مواد خوراکی، سیر مطالعه ی خاصی داره. اون پیش از پیدا کردن این کتابخونه هم کتابایی رو مطالعه میکرد و از این طریق، قدرت های ذهنیش به مرحله ی خوبی رسیدن، اما تازه با لمس کردن این کتابخونه است که متوجه میشه چقدر داشتن یک سیر مطالعاتی روشن و معنی دار، می تونه به رشدش کمک کنه.
اون طی روزهای اخیر، وقت زیادی رو برای مرور خاطرات گذشته و آسیب هایی که بعضا باعث مختل شدن عملکرد مراکز قدرتش شده اختصاص داره و طی این مراقبه ها، بخش قابل توجهی از خاطرات گذشته و نقاط عطف زندگیشو به یاد آورده.
حالا دیگه وقتی توی آینه می ایسته و به خودش نگاه میکنه، حس بدی به هیکل خودش نداره و می دونه که این فقط یه پوسته است و در این دنیا، چیزی که درون روح و ذهنش جریان داره، نشون دهنده ی میزان تلاش و مفید بودنش هست.
اون اسم این کتابخونه ی خصوصی رو گذاشته کتابخونه ی زبرجد، صرفا چون به کمک یک انگشتر زبرجد، میتونه پورتالش رو باز کنه. اما هنوز یک سوال، بی جواب باقی مونده. اینکه چطور تونست بدون انگشتر و برای اولین بار، به این کتابخونه راه پیدا کنه؟ ای چی چو مطمئن نیست که صرفا تواناییهای ذهنیش، به این موضوع کمک کرده باشه.
اون شب، ماهی های درشتی اونو همراهی میکردن که انگار از هوشمندی خاصی برخوردار بودن.
ای چی چو، توی همین فکراست که هاله ای نقره ای و آبی رو توی محیط کتابخونه احساس میکنه. کمی نگران کننده است چون این هاله ی یک موجود هوشمند و نسبتا قدرتمند به نظر میرسه اما حداقل، ظاهر این انرژی، حس بدی رو زنده نمیکنه.
ای چی چو نگاهی به محوطه ی وسط کتابخونه میندازه و متوجه یک موجود میشه که ظاهری شبیه به پری های دریایی داره. ای چی چو، ناخودآگاه، احساس میکن...
کتابهای تصادفی
