فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

بذر کتان

قسمت: 223

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

چپتر ۲۲۳

خانواده

همچنان که روح آگاه یامازو مشغول جنگه، کالبد فیزیکیش هم رویاهای پریشونی رو میبینه. اون تا دیر وقت، کار کرده و کتاب جدیدش رو به سرانجام خوبی رسونده و حالا فکر میکنه که به چند سال پیش برگشته.

توی اتاقش مشغول استراحته که صدای پدرش رو میشنوه. حتی شنیدن صداش هم ارتعاش ناخوش آیندی داره.

یامازو بدون اینکه بخواد، متوجه حرفای پدرش میشه که در مورد خودشه. اون داره میگه که: «تنباکو رو توی اتاق یامازو پیدا کردم، از خودم میپرسم که اون مگه چقدر درآمد داره که بخواد همچین چیزی رو بخره؟ حتما پول منه که داره خرج همچین چیزی میکنه.»

یامازو میدونه که اون تنباکو ها مال خودش نیست و در واقع مال مادرش بوده و برای اینکه پدرش متوجه نشه، اونا رو توی اتاق یامازو گذاشته.

چیزی که یامازو رو عصبانی میکنه اینه که پدرش شروع میکنه به تکرار خونسردانه ی یه فحش. این کلمه توی زبان چینی، ترکیبی از مفهوم گیج و احمق و دیوونه و کودنه. هم تحقیر کننده است و هم به این اشاره میکنه که طرف مقابل، توانایی های ذهنی معمول رو نداره و نمیشه روی حرفش حساب کرد.

یامازو عصبانی میشه و از اینکه میبینه پدرش اینقدر وقیحانه برخورد میکنه، خونش به جوش میاد. در نظر یامازو، پدرش فقط یه فرد آشغال و حقه بازه که ثروت نامشروعی داره.

اون بلند میشه و به هال خونه میره اما اونجا، به جای دیدن پدرش، با ظاهر مادرش رو به رو میشه. همون زن چاق و زشت که هر روز میبینش. اما مشخصا اون داره با صدای پدرش صحبت میکنه.

یامازو هم متقابلا شروع میکنه به پرخاشگری و فحش دادن. اون حتی روی صورت پدرش تف میکنه. استدلالش اینه که روح پدرش توی کالبد مادرش خزیده.

**...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب بذر کتان را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی