بذر کتان
قسمت: 228
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر 228
بای جن همین الان هم سیلی از قضاوت های ضد و نقیض رو در مورد یامازو انجام میده، بخصوص اینکه اونو بابت موندن با جناح های صلح طلب و تحمل همچین زندگی بیهوده و احمقانه ای سرزنش میکنه.
.
.
.
در همین حین که یامازو شب تلخی رو پشت سر میذاره و در حال جمع و جور کردن وسایل و پس انداز ناچیزش هست تا خونه رو ترک کنه و به شهر دیگه ای بره، لان بائو شی و ین شی، با هم خلوت کردن و توی خونه ی جدیدشون، اوقات خوشی رو پشت سر میذارن. لان بائو شی در حالی که موهای ین شی رو صاف میکنه، همزمان به گزارش پر آب و تابش در مورد ناپدید شدن یکی از زندانی های کیان یانگوآ گوش میده.
هوگو، یکی از بچه های دو جی بود که یک دو رگه ی ماهی و انسان به حساب میومد. اون یه روح بود که برای مدت طولانی، بدون هیچ کالبد فیزیکی ای زندگی میکرد. هر چند جزوی از افراد دو جی بود ولی کارای خودسرانه ی خودشو داشت و همین هم باعث شد که گیر بیوفته. البته سازمان کیان یانگوآ واقعا قصد نداشت که اونو به مدت طولانی نگه داره و صرفا منتظر واکنشی از طرف اربابش بودن. چیزی که انتظارشو نداشتن این بود که درست توی شبی که کیان یانگوآ درگیر مبارزه های حساسه، هوگو، ناگهان ناپدید بشه.
«متاسفانه نمیشه آلیسیا رو به چالش کشید، اون خودشم خوب میدونه که مقصره، حتی حالا که کمی به سمت جناح های صلح طلب گرایش پیدا کرده؛ نباید فراموش کرد که اون موجود خودخواهیه و سهم بزرگتر رو برای خودش میخواد.»
لان بائو شی لحظه ای توقف میکنه. دکوراسیون این اتاق، تفاوت اساسی ای با خونه ی سابق لان بائو شی داره و ترکیبی...
کتابهای تصادفی
