بذر کتان
قسمت: 240
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
زنی متوجه حضور یامازو میشه و باهاش کمی صحبت میکنه. اون یه سبد انگور با خودش داره و قصد داشت که اونا رو توی حوض وسط میدون، بشوره. محله خلوته و امروز، فرد خاصی توی میدون دیده نمیشه؛ این به زن، قدرت میده تا بی پروایانه تر با یامازو صحبت کنه.
به لحاظ ظاهری و فیزیکی، زن، تقریبا میانساله و سن بیشتری نسبت به یامازو داره. یامازو به زن کمک میکنه تا انگورا رو بشوره و یه سری کارای دیگه رو توی حیاط خونه اش انجام بده و همزمان، در مورد وضعیتش صحبت میکنه.
زن از یامازو خوشش میاد، از همون لحظه ی اول خوشش اومده بود و هر چقدر هم یامازو بیشتر صحبت میکنه، بیشتر فکر میکنه که اون سوژه ی خوبی برای سرمایه گذاری هست. این مرد، فقط به یه سرپناه نیاز داره اما زن، خودشو نیازمند به خیلی چیزای دیگه میدونه؛ بخصوص دست ها و شونه های مردونه ی یامازو، قدرت روحی خاصش و نیروی کارش.
یامازو متوجه برخی قضاوت ها و حرف های نگفته ی زن میشه. این کمی منزجر کننده است که کسی بخواد بیشتر از اون چیزی که بهش نیاز داری ازت استفاده کنه. اما اون دوست داره که جایی برای خوابیدن داشته باشه و توی خیابون ها نمونه.
***
وقتی که یامازو وارد خونه و آشپزخونه ی اون زن شد، بوی خیلی بدی رو احساس کرد. بویی مثل بوی جنازه.
ماهی های سیاه رنگی توی خرت و پرتای روی میز دیده میشن. بو از طرف اوناست. یامازو متوجه میشه که این بخشی از غذای ظهره. از همین الان، احساس میکنه که حالت تهوع بهش دست داده.
یامازو روحا از نژادیه که ژن مشترک زیادی با موجودات دریایی داره. اون در سرزمین خودش حتی گوشت هم نمیخورد چه برسه به اینکه گوشت ماهیا رو بخوره.
در حالی که حس میکنه ...
کتابهای تصادفی
