فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

بذر کتان

قسمت: 242

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

چپتر 242

تهذیب با خاطرات

یامازو نگاهی به سنگ هایی که تونسته پیدا کنه میندازه. احساس میکنه که اونا فاقد انرژی حیاتی خاصی هستن و کاربراشون احتمالا افراد مبتدی بودن یا علاقه ی خاصی به این سنگ ها نداشتن. ولی چیز دیگه ای هم باعث میشه تا یامازو، چندان توجهش به اون سنگ ها جلب نشه.

***

یامازو با شنیدن صدای نوتیف گجتش از حالت مراقبه بیرون میاد. اون هنوز کار کردن با این ابزار رو یاد نگرفته اما متوجه میشه که پیغامی از طرف یکی از کارمندای کیان یانگوآ داره و تعجب میکنه که اون چطور تونسته براش یه پیغام ارسال کنه.

«ر...ن.. کا..زو..هیکو؟» یامازو در حالی که چشماشو ریز کرده، به اسم و عکس کازوهیکو نگاه میکنه و بدون اینکه بخواد، دستش روی نوتیف میره و درخواست کازوهیکو برای پیوستن به یک بازی شبیه سازی شده رو قبول میکنه.

این وضعیت، در ابتدا باعث اضطراب یامازو میشه اما از اونجایی که پیش از این هم با پیچیدگی های دنیای غیر فیزیکی آشنا شده به خودش میاد و سعی میکنه کنترل ذهنش رو به دست بیاره.

کازوهیکو چهره ی یک مرد بالغ رو داره که لباس های اروپایی پوشیده. اون از یامازو قد بلند تره. یامازو در حالی که دستشو روی دسته ی کاتاناش فشار میده، زیر لب میگه: «تو کی هستی؟ حس میکنم قبلا جایی دیدمت.»

کازوهیکو در حالی که به تجهیزات هولوگرافیک بازی اشاره میکنه جواب میده: «نترس این فقط یه محیط شبیه سازی شده است، نه من و نه تو قرار نیست که آسیبی ببینیم. نمی دونستم اینقدر شوکه میشی.»

یامازو حرف کازوهیکو رو باور نمیکنه و کاتانای خودشو بیرون میاره. با این وجود، متوجه میشه که هاله ی شمشیر، مثل حالت معمولش نیست. انگار که واقعا توی یه جهان هولوگرافیکی هستن. به این ترتیب، مبارزه شون شروع میشه.

کازوهیکو از نوعی سلاح سرد عجیب استفاده ...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب بذر کتان را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی