بذر کتان
قسمت: 244
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر 244
تهذیب با خاطرات 2
یامازو واقعا از هوش نمیره اما دردی که احساس میکنه، اونو به حالت عجیبی میبره. اون می تونه حضور روح خودش که به طور همزمان انگار آسیب دیده رو حس کنه.
***
"ای دیوید نامرد، بالاخره زهر خودتو ریختی." یامازو در حالی که نمی تونه چیزی رو ببینه و توی حالت خلسه ی عمیقی رفته، این حرفو با خودش زمزمه میکنه. اون دیگه دردی رو حس نمیکنه و نمی دونه که چه اتفاقی در حال افتادنه اما همین درد نکشیدن، اونو نسبت به اتفاقاتی که در حال افتادنه بی تفاوت میکنه. اون تونل نوری رو پیش روی خودش میبینه و دوست داره که در ادامه، چیزای بیشتری از گذشته ی خودشو ببینه.
اون ین شی رو میبینه که کیمونوی ساده ی سیاه رنگی پوشیده و انگار دوباره دنبال یه ماجراجویی جدیده. "چهره ی ساده اش بهم حس خوبی میده، آدمایی که ظاهر جنجالی ای دارن، معمولا روح کم ارتعاش و ضعیفی دارن و بیشتر از اینکه کار واقعا سرگرم کننده ای انجام بدن، درگیر قضاوتای بقیه میشن. یه ظاهر شاده، به مخاطبش فرصت فکر کردن و تصمیم گیری میده."
ولی این تصویری از گذشته نیست. یامازو وقتی به خودش میاد که میبینه لان بائو شی و افراد سازمانش هم همراه با ین شی به ساختمون حمله میکنن. در سطح انرژیکی، اون ساختمون دیگه یه جای معمولی نیست و پر از قطعات کامپیوتری و تکنولوژی پیشرفته ی فرازمینیه.
"عاو چه جالب،... من الان شبیه یه قطره ی آب در حال تبخیر شدن هستم." یامازو اینو در حالی میگه که در حال نزدیک شدن به سقفه. در واقع این بخش ناچیزی از آگاهی و روحشه که کسی قادر به دیدنش نیست و حالا از بقیه ی کالبد هاش جدا شده. البته ارتباطشون قطع نشده و نمیشه گفت که یامازو مرده.
***
در حالی که به نظر میرسه یامازو در حال سرکشیدن ریق رحمته، دیوید توی ا...
کتابهای تصادفی

