فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

بذر کتان

قسمت: 248

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

چپتر 248

پایان واکو

«تو داری بازی میکنی.» ساکورا با گفتن این حرف، کمی از زمین فاصله میگیره و انرژی صورتی رنگی، زیر پاشو پر میکنه و اولین توپ انرژی رو جلوی پای یوشیمورا میندازه.

یوشیمورا کمی به عقب هل داده میشه اما وقتی که حرکت تیغه ی کاتانای یامازو و هاله ی آبی رنگش رو از میون انرژی صورتی رنگ ساکورا میبینه، دیگه نمیتونه وقت تلف کنه و بهترین واکنشی که به ذهنش میادو نشون میده. اون به کمک چماق آهنیش، ضربه ی یامازو رو مهار میکنه.

یامازو به سرعت کاتانا رو دور میکنه و از دفاع های باز دیگه برای ضربه زدن استفاده میکنه. مهار کردن چند ضربه ی اول، کار سختی نیست؛ اما وقتی که تیغه ی کاتانا زخمی رو روی بازوی یوشیمورا ایجاد میکنه، یوشیمورا کاملا جدی میشه.

یوشیمورا کاملا جلوی بقیه رو گرفته و کسی هم به درگیری همچین موجود درشتی با دو تا دختر و یه پسر نوجوون اهمیتی نمیده.

در وسط سالن، درگیری بدی بین لان بائو شی و افرادش با تعداد زیادی از افراد مینسکی پیش اومده و این در حالیه که لا به لای افراد مینسکی، میشه افراد سازمان دیوید و حتی سازمان شیاطینو هم دید.

تعداد افراد لان بائو شی زیاد نیست ولی افرادی که باهاشون درگیر شدن، عمدتا هاله های ضعیفی دارن. چشم یامازو به خونی که روی پیشونی لان بائو شی جاری شده میوفته و لحظه ای احساس ناراحتی میکنه اما وقتی حرکت چماق آهنی یوشیمورا به سمت سرش رو میبینه، به خودش میاد و سعی میکنه فکری به حال وضعیت خودش کنه. اون می خواد که هر چه زودتر اینجا رو ترک کنه.

قدمی به جلو برمیداره و برخورد صندلش با کف صیقلی سالن، صدایی با فرکانس روحش رو تولید میکنه. هر چند که این صدا بین بقیه ی صداهای درون سالن گ...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب بذر کتان را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی