بذر کتان
قسمت: 250
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر 250
ورود به اطلس- بخش دوم
یامازو دوست داشتنی تر از اون چیزیه که فکرشو میکنه. حداقل، ساکورا واقعا بهش کشش و علاقه داره. شاید حس بدی که یامازو نسبت به خودش داره، بیشتر به این برمیگرده که ذهنش اغلب درگیر افکار غم انگیزیه. اون زیاد به گذشته فکر میکنه و امید کمی به آینده داره.
کاری که ساکورا تازه به یاد آورده اینه که کیمونوی یامازو رو ازش جدا کنه و اونو وادار کنه که به شکل بی شرمانه تری در مقابلش ظاهر بشه. یامازو هم وانمود میکنه که این موضوع، براش چیز خاصی نیست و به ساکورا کمک میکنه تا از پشت اون کیمونو ها بیرون بیاد.
یامازو از اینکه اضطراب اتفاقات فردا داره از توی ذهنش محو میشه یا در واقع تبدیل به مشکلاتی میشه که قدرت مبارزه باهاشون رو داره و صرفا عاملی برای به وحشت انداختنش نیستن، تعجب میکنه. با خودش فکر میکنه که این احتمالا تاثیر فعال تر شدن غرایز مردانه اش هست.
.
.
.
پرواز روی اقیانوس اطلس، مخصوصا وقتی که ابزاری برای پنهان کردن هاله ات داشته باشی و به قصد جاسوسی و خرابکاری سفرتو شروع کرده باشی، معنادارتر و هیجان انگیز تر از هر زمان دیگه ای به نظر میرسه.
یامازو وسایل رو به دست ساکورا داده و ترانزیستوری که در تبدیل انرژی به نیروی تعلیق تاثیر داره رو به هاله ی خودش متصل کرده. به این ترتیب، ساکورا بدون اینکه دغدغه ای در مورد تعلیق و پرواز داشته باشه، نقشه رو میخونه و مسیر پیش رو رو چک میکنه و یامازو اون و وسایلشون رو به پیش میبره.
«تا نزدیک ترین سازه، حدود 200 کیلومتر فاصله داریم.» ساکورا این حرفو در حالی میزنه که انگار این مسیر قراره جالب و سرگرم کننده باشه اما شنیدنش برای یامازو ناامید کننده است. 200 کیلومتر، روی سطح اقیانوسی که هیچ اثری از زندگی نداره.
اما این فکر یامازو، مدت زیادی دووم نمیاره. اونا به زودی با موجود عظیمی که پوسته ی خاکستری رنگی داره رو به رو میشن که در نزدیکی سطح اقیانوس، به نظر میرسه که در حال تازه کردن نفس یا شاید هم آفتاب گرفتنه.
ساکورا، در حالی که داده های حسگر دیجیتالی رو میخونه حرف میزنه: «موجود خطرناکی نیست ولی نباید تح&ریکش کرد. البته هر جور حساب کنی هم نمی تونه متوجه ما بشه. هاله مون هنوز مخفیه.»
یاماز...
کتابهای تصادفی

