بذر کتان
قسمت: 258
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر 258
شی شی فن شی به لبخند زدن ادامه میده و چشماش شبیه یه هلال ماه شده. «اینجا محل کار یان تیانه، طبیعیه که زیاد اینجا پرسه بزنم. خوشحالم که مثل سری های قبل، کارای عجیب و غریب انجام نمیدی و دنبال موجودات این بعد نمی دوئی.»
صورت یامازو چند بار رنگ عوض میکنه و در نهایت، پوزخندی میزنه. «به نظر میرسه که کمی پیشرفت کردم.»
شی شی نگاهی به سر تا پای یامازو میندازه و از اینکه اون شبیه یه برج غیر قابل نفوذه کلافه میشه. «دوست داری یه سر بریم کافه ی هتل ماسان؟»
«ما سان؟ عاه بله، وقتم آزاده.»
***
ما سان یه دختر با موهای طلایی بلنده که لیدر یه گروه از دخترا با سبک زندگی پرنسسای کلاسیکه. دنیای اون هیچ شباهتی به فرهنگ چین نداره و از این بابت، توجه شی شی فن شی رو به خودش جلب کرد.
نکته ی مشترک اون و زیر دستاش اینه که همگی ثروت موروثی قابل توجهی رو از خونواده های قدیمی انگلیسی تبار به ارث بردن. قابل پیش بینیه که با توجه به دست داشتنش توی فروش مواد مخدر در شرق سیاره، در کشمکش های اخیر که کشور چین و کشورای اطرافش رو درگیر کرده، دست داشته باشن.
دنیا برای پرنسس ها کند میگذره. فضای کافه ی ما سان، ساخته شده از قطعات متعدد و بزرگ ضمغ شفاف و گل ها و حشرات خشک شده است. انگار که افسانه ای رو توی این محیط، به اسارت گرفته تا از تازگی، طراوت و رنگ های زنده شون مراقبت کنه.
هر کس که از بیرون به معاشرت شی شی فن شی و یامازو نگاه کنه، به راحتی میفهمه که اونا وجه اشتراک زیادی با همدیگه ندارن ولی به همون اندازه میشه دید که یامازو در مورد محیط کار ما سان، در حال کنجکاوی به خرج دادنه.
شی شی فن شی در حالی که نگاهی به م...
کتابهای تصادفی
