فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تناسخ به عنوان خالق جهان

قسمت: 2

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات
{توضیحات قبل از شروع به خواندن: 
'جملاتی که در بین این علامت قرار می گیرند، یعنی افکار کاراکتر رمان' }

وارد شدن این همه اطلاعات به صورت ناگهانی به ذهنم برایم خیلی سخت بود. 

××× 

بالاخره بعد از چندین ساعت موفق شدم که با این همه اطلاعات جدید کنار بیایم. 

" این حس عجیبی داره." 

برای نویر که سال‌ها حتی در تکان دادن یک دست ناتوان بود، اینکه تبدیل به یک خالق با قدرتی مطلق شود بسیار هیجان انگیز بود. 

" چیز های زیادیه که می‌خواهم خلق کنم، ولی در ابتدا باید یه چیز هایی رو بفهمم." 

" سیستم، گفتی که روح هایی در اختیار من قرار گرفته که باید با آنها موجودات زنده را خلق کنم، این روح ها چقدر هستند؟" 

[ شما میتوانید تعداد روح هایی که در دسترس دارید را در 'انبار روح' مشاهده کنید ] 

" پس..انبار روح رو باز کن " 

[ روح سطح {1}: 10 ] 

'سطح 1؟، پس یعنی روح ها هم سطح دارند، باید بیشتردر مورد این سطح روح بفهمم' 

" سیستم، منظور از سطح روح چیه؟" 

[ وقتی اولین روح سطح{2} ساخته شد اطلاعاتی در این باره در دسترس شما قرار خواهد گرفت ] 

'خب، چیز های زیادیه که هنوز میخواهم بدانم، ولی اونها در اولویت نیستند و احتمالا وقتی شروع به خلق کردن بکنم خیلی از چیز ها رو خودم می فهمم، ولی هنوز باید یک سوال دیگه قبل از شروع کارم بپرسم.'
 
" سیستم، من آیا میتوانم هر گونه جسمی با هر نوع قدرتی که میخواهم خلق کنم؟ " 

[ بله، اما برای این کار شروطی وجود دارد: 

1_ هر چه سطح جهان شما بالاتر باشد میتوانید هوشمند‌تر و قدرتمند‌تری خلق کنید. 

2_ هر چه امتیازات خلقت بیشتری خرج کنید خلقت شما بهتر می شود] 

[ اطلاعات بیشتر بعد از ارتقاء سطح جهانتان به شما داده خواهد شد] 

[ تعداد پرسش های شما در سطح '0' جهان به پایان رسید، برای پرسیدن سوالات بیشتر لطفا ابتدا سطح جهان خود را ارتقاء دهید ] 

'راستش میخواستم بپرسم که چطور باید سطح جهان رو افزایش بدهم، ولی مثله اینکه "وجود برتر" میخواهد که من خودم خلق کردن را یاد بگیرم' 

" به هر حال با هیچ کاری انجام ندادن نمیتوانم پیشرفت کنم." 

' هنوز مطمئن نیستم که چطور باید خلق کنم، اما تا شروع نکنم نمی‌فهمم.' 

نویر طبق چیز هایی که از قدرت مطلق شنیده بود، فقط چشمانش را بست و شکل سیاره‌ای که قبلا در آن زندگی می‌کرد را در ذهنش تجسم کرد. 

یجورایی انگار که حافظه‌اش انقدر قوی شده بود که میتوانست هر جزئیاتی که در گذشته دیده بود را به یاد بیاورد. 

از آنجایی که او نمیتوانست از جایش تکان بخورد، پرستار ها او را می نشاندند و یک تلوزیون بزرگ را برای روشن می‌کردند تا او در این تنهایی‌اش حوصله اش سر نرود. 

و از این تلوزیون اکثرا مطالب علمی یا مستند پخش می شد و این باعث شده بود که دانسته های اون طی این سال ها زیاد بشود. 

اما با گذر زمان او هر چیزی که آموخته بود را به آرامی از یاد می‌برد، اما حالا به طور معجزه آسایی هر جزئیات ریزی را حتی از اولین مستند هایی که در بیست سال پیش دیده بود به یاد می آورد. 

[ امتیاز خلقت مورد نیاز: 4580
آیا می‌خواهید افکار خود را خلق کنید؟ بله/خیر ] 

' پس اینطوری کار میکنه..فقط باید به چیزی که میخواهم بسازم فکر کنم و بعد سیستم امتیاز مورد نیاز برای خلق آن را به من می‌گوید.' 

"جالبه." 

"بله، میخواهم که آن را خلق کنم." 

نویر نمیتوانست خودش را کنترل کند، درست مانند کودکی که تازه یک اسباب بازی جدید به دست آورده بود ، او بسیار هیجان زده شده بود و قلبش به جنب و جوش افتاده بود، درخشش عجیبی در چشمانش وجود داشت و منتظر بود اولین چیزی که خلق کرده است را ببیند. 

نویر با انتظار به یک نقطه از تاریکیه بی کران خیره شده بود و ناگهان.. 

" ش-شگفت انگیزه!! " 

نویر با هیجان به سیاره بزرگی که در جلوی او قرار داشت نگاه می کرد. 

چشمانش با دقت هر سانت از دریاها، کوه ها، جنگل ها و سایر چیز ها رو بررسی می‌کرد.. 

"فوق‌العادست، این ها رو من خلق کردم؟!" با صدایی که از هیجان تقریبا مانند فریاد بود گفت. 

××× 

نویر متوجه نشد اما ساعت ها بود که داشت چیزی که خلق کرده بود را نگاه می کرد. 

' زیباست، وقتی داشتم این رو بررسی میکردم چیز هایی رو متوجه شدم، سرعت تفکر و فهمیدن من به طرز عجیبی زیاد شده است.' 

'همچنین حتی وقتی چشمانم را بیندم میتوانم همه چیز را ببینم، نه تنها چیز های اینطرف سیاره که رو به رویم است، حتی چیز هایی که در آن سوی سیاره و خارج از دید من هستند.' 

' پس منظور راهبان کلیسا از اینکه پروردگار همه چیز را می‌بیند این بود..' 

نویر بعد از چند دقیقه بالاخره به خودش می آید. 
" دیگه نگاه کردن کافیه، حالا باید به موضوع موجودات زنده رسیدگی کنم." 

' فکر نکنم ایده خوبی باشه که از همین اول انسان ها را بسازم، اونطور که سیستم گفت با تولید مثل تعداد روح ها افزایش پیدا می‌کند' 

چیزی به ذهن نویر رسید که تا کنون در بین تمام خالقان بی سابقه بود، یک شگفتی که اگر عمل می‌کرد، میتوانست باعث پیشرفت سریع جهانش شود! 

'اگر تعداد روح ها با تولید مثل زیاد می شود، فقط کافی است که موجوداتی خلق کنم که سرعت تولید مثلشون خیلی بالا باشه' 

'بالاخره تماشا کردن اون همه مستند های مختلف در مورد جهان و موجودات زنده برای من مفید خواهد بود' 

'گذینه های زیادی وجود دارد که میتوانم از آن استفاده کنم اما دو گذینه بسیار مفیدتر از سایر گذینه هاست.' 

' مطمئنا اولین گذینه {مورچه‌های سرباز آفریقایی}، زیرا آنها در هر ماه بین 3 تا 4 ملیون تخم می‌گذارند که پس از مدت کمی بیش از نیمی از تخم ها تبدیل به مورچه می شوند! ' 

'و همچنین یک گذینه دیگر نیز وجود دارد،{اسب‌های دریایی}' 

' اسب های دریایی در هر نوبت حدود 1500 نوزاد به دنیا می آورند، و این تعداد مطمئنا بعد از هر زاد و ولد به وجود خودهد آمد و بین 9 تا 45 روز تولد نوزادان به طول می انجامد.' 

' اسب های آبی گذینه های مطمئنی بودند، در حالی که مورچه های سرباز یک سرمایه گذاری شگفت انگیز بودند.' 

' من قصد ندارم که ریسک کنم، پس یک جفت "اسب دریایی" خلق می کنم همچنین یک ملکه برای مورچه ها و پنج مورچه نَر.' 

' من قصد ندارم زیاد ریسک کنم، پس یک جفت روح نگه داشته ام تا اگر تولید مثله جانوران با هوش پایین باعث زیاد شدن تعداد روح ها نشد، بتوانم یک جفت انسان تولید کنم' 

[امتیاز خلقت مورد نیاز: 80
روح سطح{1}مورد نیاز: 8
آیا می‌خواهید افکار خود را خلق کنید؟ بله/خیر ] 

نویر با دیدن این اعلان سیستم لبخندی روی لبش نقش بست. 

" بله." 

نویر این را نمیدانست اما این کارش بعد از چند سال باعث میشود که جهان او به سرعت در رده بندی خلقت بالا برود و این توجه خالق های دیگری که هزاران سال تلاش کرده اند و دنیا های فانتزی و علمی تخیلی خلق کرده اند را جلب می‌کند..دردسر به زودی می آید.

کتاب‌های تصادفی