

کافه والوریا
Cafe Valoria
نویسنده: Daian
سه سال پیش در جریان اعتراضات مردمی علیه دولت، دستگیر شدم و به زندان افتادم. امروز روزی بود که بالاخره آزاد شدم. ولی حالا چی؟ هیچ خبری از خانوادهام که به دلایلی نمیخواستم ببینمشون نداشتم و نمیدونستم باید کجا برم. اول از همه باید به شهرم برمیگشتم اما با دیدن یکی از همکلاسیهام مسیر زندگی بی هدفم، به کل تغییر کرد. به همراه اون وارد یه دهکده توریستی، جایی که به عقیدهی مردمش مختص افراد خاص بود، رفتم تا دور دوم زندگیم رو با بهترین خاطرات تموم کنم.
خوانده
-
ژانرهای اصلی
دستهبندی
دستندرکاران
نویسنده، ویراستارها
شروع به انتشار
وضعیت انتشار
آخرین نظرات ناول
ناول های تصادفی
