تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 67
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت 67: دانتیان
نوآ مدتی به سنگ سیاه خیره شد و سپس نگاهش را به سمت استادش برد.
«معنی اون چیه؟»
ویلیام وقتی جواب داد هنوز حالت نگرانش را داشت.
«تاریکی.»
نوآ تعجب کرد اما خوشحال شد.
من یکی از کمیاب ترین عناصر رو دارم، یعنی این به این معنا نیست که پتانسیل من تضمین شدهاس؟
با این حال، زمانی که متوجه این نکته شد، نگرانی و اضطراب سراغ او آمد.
یعنی این به این معنی نیست که حلقه داخلی سعی میکنه که منو سرکوب کنه؟
او به ویلیام نگاه کرد و با صدایی التماسآمیز: «میتونیم این خبر رو از حلقه داخلی پنهان کنیم؟»
ویلیام سرش را تکان داد.
«سنگ فاروس به عنوان یک ماده معدنی بسیار کمیاب شناخته میشه. باید اونو به خانواده برگردوند تا از "نفسی" که اونو آلوده کرده پاک بشه تا در آینده دوباره از اون استفاده بشه.»
سپس سرش را پایین انداخت و ادامه داد: «در واقع، من قبلاً گزارش دادم که دانتیان تو شکل گرفته. باید اسم تهذیب کنندهای رو که باید برای قرض گرفتن سنگ روش آزمایش میکردم، رو بهشون میگفتم.»
نوآ در فکر فرو رفت.
پس اونا می تونن به محض اینکه سنگ رو پس بگیرن، عنصر من رو تشخیص بدن... من حس بدی نسبت به این موضوع دارم.
نوآ آهی کشید و سپس سنگ فاروس را به ویلیام داد.
آن را کنار گذاشت و سپس در مقابل شاگردش نشست.
«زیاد روی چیزهایی که نمیتونی کنترل کنی خودتو معطل نکن. فعلا فقط روی دانتیان خودت تمرکز کن، هنوز باید توضیح بدم که چطوری کار می کنه.»
نوآ سرش تکان داد و با دقت به سخنان استادش گوش داد.
«به طور کلی، رتبه یک تهذیب کننده بر اساس مرحله ای که دانتیانش در اون قرار داره تعیین میشه. من یک جادوگر رتبه 3 با بدن رتبه 4 و رتبه 3 دانتیانام که باعث میشه من یک تهذیب کننده رتبه 3 باشم.»
نوآ شگفت زده شد، میدانست که استادش قوی است، اما تصور نمی کرد که او اینقدر قوی باشد!
«دانتیان جاییه که ما اکثر "نفس" خودمون رو داخلش ذخیره می کنیم، اما "نفس" انرژی بسیار قدرتمندیه که بدن های عادی نمی تونن اونو کنترل کنن. به من بگو اگه قدرت زیادی جمع کنی و نتونی اون رو مهار کنی چه اتفاقی می افته؟»
پاسخ نوآ بیدرنگ بود: «منفجر میشم.»
ویلیام سری تکان داد و توضیحاتش را از سر گرفت.
«دقیقا. باید بگم که اگه خانواده به من تکنیک تغذیه بدن رتبه 4 رو نمی داد، من هنوز در آخرین مرحله رتبه 2 دانتیان گیر می کردم. این تقریباً اندازه ایه که یک بدن رتبه 3 می تونه تحمل کنه.»
لحظه ای ساکت شد تا افکارش را مرتب کند و بعد ادامه داد.
«هر رتبه دانتیان دارای سه مرحله اس: گاز، مایع و جامد. هر مرحله بسیار قدرتمندتر از مرحله قبلیه. آموزش دانتیان شامل دو مرحله اس: انباشتگی و فشرده سازی. اول "نفس" رو جمع می کنی و دانتیان رو تا حداکثر پتانسیلی که داره بزرگ میکنی، بعد اون رو فشرده می کنی تا "نفس" درون اون تغییر حالت بده. این روند انقدرها هم که به نظر میرسه آسون نیست و تهذیب کننده ها معمولاً قرص هایی برای کمک به خودشون در مراحل پیشرفت دارن. فاز فشرده سازی برای دانتیان خسته کننده اس و شکست خوردن در اون حتی ممکنه برای همیشه بهش آسیب برسونه. به یاد داشته باش که اگه انرژی ذهنی لازم یا یه سری از قرص ها رو نداشتی هرگز سعی نکنی که از اون عبور کنی.»
نوآ حالت آرامی داشت اما از درون خوشحال بود.
الان می دونم چطوری از قرص زمین استفاده کنم!
«همچنین زمانی که در مرحله بعدی قرار گرفتی، دانتیان تو فقط "نفس" اون چگالی رو جمع میکنه پس روندش کندتر میشه...»
ویلیام به کتاب نزدیک نوآ اشاره کرد.
«این یک تکنیک تهذیب رتبه۱ـه و حتی نیازهایی برای عنصر نداره، که چیزیه که اونو به پایین ترین سطح تکنیک های تهذیب تبدیل میکنه. تکنیک رتبه1 حداکثر می تونه تو رو به اوج رتبه 1 دانتیان برسونه و یسری موارد خاص وجود داره که هرکدوم برای هر عنصره که فرآیند جذبشون رو تسریع می کنه. برای شکستن رتبه ها به ماده ای نیاز داری که دانتیان تو رو گرم کنه و "نفس" درون اونو تصفیه کنه. "نفس" جامد مصرف میشه و تنها یک رشته گاز باقی می مونه که خلوص بالاتری نسبت به "نفس" گازی مرحله قبل داره. بعد دوباره در مراحل شروع به تهذیب کردن میکنی.»
نوآ می خواست صحبت کند که ویلیام جلوی او را گرفت و چیزی اضافه کرد.
«هرگز در رتبهات پیشرفت نکن حتی اگه ماده رو پیدا کردی ولی تکنیک مربوطه رو برای رتبه بعدی نداری... اگه نتونی "نفس" خالص تر رو جمع کنی، رسیدن به رتبه بالاتر چه فایده ای داره؟ همیشه به یاد داشته باش که تکنیک، اول از همه چیزه، و اگه میتونی، سعی کن اون رو با عنصر خودت مطابقت بدی، بعضی از تکنیکهای سطح بالاتر هم میتونن ویژگیهای عجیبی رو به "نفسی" که ذخیره میکنی ببخشن.»
نوآ سرانجام تصویری کامل از قدرت های یک تهذیب کننده داشت و مشتاق بود که به اتاقش برگردد تا تمام روز را در تکنیک رتبه 1 تمرین کند.
لبخند معصومانه ای زد و به خودش اشاره کرد.
«استاد، پس من الان یک تهذیب کننده رتبه 1 ام؟»
ویلیام سری تکان داد و لبخند زد.
«بله، تهذیب کننده رتبه 1 در مرحله گازی.»
نوآ خوشحال شد، اما بعد موقعیت خود را به یاد آورد.
«هیچ شانسی وجود نداره که من تکنیکی بهتر از این داشته باشم؟»
ویلیام سرش را تکان داد.
«اصلا شانسی نیست.»
«از کجا بفهمم که دانتیان من برای فشرده سازی آماده اس؟»
«وقتی به محدودیتهای اون رسیدی، دیگه نمیتونی "نفس" بیشتری جمع کنی...»
نوآ به نشانه فهمیدن سری تکان داد، نقشه ای داشت در ذهنش شکل می گرفت.
«من فقط می تونم تا اوج رتبه 1 صبر کنم، بعد باید از اینجا برم. اگه تصمیم بگیرم بمونم، نه تنها پیشرفت های من متوقف میشه، بلکه مادرم هم به مرز تحمل خودش میرسه.»
{یعنی مامانش دیگه نمیتونه این شرایط رو تحمل کنه. با توجه با باباش که کتکش میزنه.}
دوباره به استادش نگاه کرد.
«چه مدت طول می کشه تا دانتیان پرورش داده بشه؟»
ویلیام کمی فکر کرد و سپس پاسخ داد.
«برای من بیست و پنج سال طول کشید تا به مرحله گازی رتبه 3 برسم، اما این به دلیل محدودیت هایی بود که بدن من داشت. زیاد نگران زمان صرف شده نباش، با پیشروی در این مرحله، طول عمر یک تهذیب کننده طولانی تر میشه. هرچی دانتیان و بدن قوی تر، عمر بیشتر...»
او قصد شاگردش را اشتباه متوجه شد، اما همچنان پاسخی را که نوآ می خواست داد.
{پایان چپتر 67.}
کتابهای تصادفی
