تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 102
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت 102: سرما
یک پیکر بزرگ بازوی کلفت خود را به سمت یک شبح سیاه چرخاند. موجود بزرگ شبیه خرس بود اما با ویژگیهای انسان. خزی سفید رنگ و پنج متر قد داشت. با این حال، چه در حرکات و چه در حملاتش سرعت بالایی نداشت و به فرد سیاهپوش اجازه میداد او را زخمی کند.
گرررر!
صدای غرش آرامی از جانور بلندقامت طنینانداز شد. وقتی زخمی روی بدنش پدیدار میشد، بادهای سرد اطراف در آن نقطه جمع شده و جراحتش را برطرف میکردند.
مبارزه با اونا آسونه اما کشتنشون نه...
شخص سیاهپوش نوآیی بود که داشت محدودیتهایش را در مقابل یک خرس یخی رتبه 3 آزمایش میکرد.
او در اعماق رشته کوه به سمت قله حرکت کرده و خود را از بقیه شرکت کنندگان جدا کرده بود.
بعد از پونصد متر این اولین رتبه 3 ایه که باهاش برخورد کردم. باید یکمی بیشتر صعود کنم.
آنها در منطقهای از قله کوه تلپورت شده بودند اما هنوز کیلومترها با نوک کوه فاصله داشتند.
خرس غرش و به سمت نوآ حمله کرد. او ظاهراً بهخاطر جراحاتی که بهتازگی نوآ به او وارد کرده بود، عصبانی و وحشی شده بود.
قدرت آن چشمگیر بود اما سرعت چندانی نداشت. نوآ به سادگی از حمله آن طفره رفت و در حالی که دست خود را بر روی جانور گذاشته بود در پشت آن ظاهر شد.
دود سیاهی از دستش منتشر شد و در عرض چند ثانیه تمام قسمت پشتی موجود را بلعید.
خرس بر روی زمین برفی افتاد و عدد "یک" روی رون طلایی دریای آگاهی نوآ ظاهر شد.
بالاخره یه واکنشی ازش دیدم. فکر میکنم کشتن جانورهای رتبه ۲ هیچ تاثیری روی این عدد نداره، مگر اینکه تعداد زیادی ازشون کشته و نابود بشه.
او در مسیر خود با چندین خرس یخی رتبه 2 برخورد کرده بود، اما حتی پس از کشتن آنها، رون هیچ تغییری نشان از خودش نداد.
این محیط افراد رو مجبور میکنه تا برای محافظت از بدنشون مقابل سرما، حجم زیادی از نفس رو داخل بدنشون به جریان بندازن. از طرفی هم جانورهایی که داخل این منطقه زندگی میکنن اکثرا بهخاطر همین شرایط سخت...
کتابهای تصادفی


