تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 105
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت 105: صنوبر
چشمان ساموئل با دیدن نوآ گرد شد. او میدانست که یک نفر از دست مردان خانوادهاش فرار کرده و او مهارتی دارد که دود سیاه از خود خارج میکند.
در همان لحظه او بالاخره مطمئن شد که نوآ همان شخص است. خشم ذهنش را فرا گرفت، و سرانجام فهمید چرا گروهش با جانوران جادویی کمی روبرو شده.
اون قبل از ما به اینجا رسیده بود و همهی اونا رو کشته!
او وارث پرافتخار خانوادهای اصیل بود، او نمیتوانست اجازه دهد یک فرد بیسابقه از او پیشی بگیرد!
با این حال، قبل از آن که بخواهد توطئهایی بچیند، ارتش خرسهای برفی در مقابلش نمایان شد.
صدها جانور جادویی رتبه 3 که با تمام وجود نوآ را دنبال میکردند و یک خرس رتبه 4 در راس آنها قرار داشت.
تمام خشم ساموئل در همانجا ناپدید شد و ناخودآگاه فریاد زد:
«یه خرس رتبه۴؟!»
در همان لحظه هرج و مرج در بین گروه ایجاد شد.
یک نفر از گروه مستقیماً رون را در دریای هوشیاری خود شکست و از ترس شروع به حرکت کرد. نوری کور کننده ظاهر و فرد از بین جمعیت ناپدید شد.
ساموئل نیز برگشت و بدون توجه به چیزی که روبهرویش بود، دوید. بازوهای خود را با قدرت تکان میداد و سایر اعضای گروه خود را کنار میزد تا راهی به سمت پایین کوه ایجاد کند.
دو خواهر و برادر خانواده اگی هم به جهتهای مختلفی پرتاب شدند. تحمل ضربه برای برادر راحتتر بود چرا که او هم بدن درجه 3 داشت و میتوانست ضربهی ساموئل را تحمل کند، اما باز هم بعد از چند ضربه به زمین افتاد.
خواهرش هر چند بدنش فقط درجه 2 بود ولی با شدت زیادی به یک درخت کوبیده و درجا بیهوش شد.
برادرش میخواست خود را به سمت او دراز کند ولی افراد در حال فرار از بالای سرش رد شده و بر بدنش میکوبیدند.
او با تمام قدرتش با موجی که او را به پایین هل میداد مبارزه کرد، اما همه ترسیده بودند. به همین دلیل آنها بهطور غریزی از سلاحهای خود برای کنار زدن برادر استفاده کردند و ا...
کتابهای تصادفی

